ميرزا محمد حيدر دوغلات
486
تاريخ رشيدى ( فارسي )
از روضه قدس ، نهالى در باغ سلطنت سر برآورد و درخت خانى ميوهء تازه سلطانى را بر سر آورد . « 1 » 543 چون خان از جانب جدّه خود شاه بيگم ، از نسل ذو القرنين بود ، تيمنا باسمه ، « 2 » موسوم به اسكندر گردانيد . فضلا تاريخها گفتند . از جمله ( 226 ر ) مولانا محمد شيرازى كه از كبار علما بود و جميع علوم را ممارست نموده بود و طبيب حاذق بود و علمى و عملى آن را بر ذكر داشت ، مدت سى سال بود كه در ملازمت خواقين مغول خدمات محموده به ظهور رسانيده بود ، در سركار خانى صدر صدور بود ، بعضى از حالات آن مذكور خواهد شد ، وى « شاه اسكندرفر » 544 تاريخ يافته بود و خدمت تقوى شعار فضيلت دثار خواجه نور الدين عبد الواحد طهورى قاضى كه ذكر وى نيز خواهد آمد ، « نخل ارم » 545 تاريخ يافته بود و بعضى از فضلا « لشكر اشكن » 546 نيز تاريخ يافته بودند و غير اين نيز تاريخها گفتند . آنچه به خاطر مانده اين بود . از جهت كثرت تجرعات در مزاج شريفه خان در آن ايام تغييرى پيدا شد . براى تقويت طبيعت و تلطيف هوا به مغولستان برآمد . بعد از مراجعت از مغولستان ، خان با بنده فرمود ، با تو كه به مثابه فرزند منى ، همشيره خود را كه لولوى درر صدف خانيت بود در ازدواج عقد تو كشيديم ، منظور آن بود كه منتج به نتايجى گردد كه نظر يمين او به ابويت من بينا و ديده شمالش به جمال پدرى تو مستند باشد « 3 » و او به دو پدر خرسند و دو پدر به يك فرزند خرم و دلبند گردد . اين زمان آن امر از تو در تعويق است . اين فرزند مرا به فرزندى بايد پذيرفت تا آنچه از تو موجود بود از من به ظهور رسد . 547 اگر من بعد تو را فرزندى شود وى اين فرزند را برادر باشد و اگر نشود تو را به فرزند ديگر احتياج نباشد و همچنين تمهيدات و عنايات را با همشيره خود نيز بشمرد و ما هر دو به منتها قبول كرديم و تقديم طوى و پيشكشها نموده شد و بعد از اين احوال اسكندر سلطان به شرح خواهد آمد . « 4 » ذكر تعمير آقسو و وقايعى كه در مدت تردد ( 226 پ ) ايلچيان منصور خان و خان واقع شد بعد ما كه ايمن خواجه سلطان را به آقسو روان كردند ، ايمن خواجه سلطان رفت آن
--> ( 1 ) . نگ : - و از تخم آرزو كه . . . آورد . ( 2 ) . نگ : - تيمنا باسمه . ( 3 ) . نگ : - كه نظر يمين . . . باشد . ( 4 ) . نگ : + فصل پنجاه و ششم .