ميرزا محمد حيدر دوغلات

487

تاريخ رشيدى ( فارسي )

بهار به تعمير آقسو مشغول شد و در ميان خان و منصور خان براى تودد ، ايلچيان تردد مىكردند . خان را در تابستان مزاج شريف از حد اعتدال از كثرت تجرعات منحرف شده بود چنان كه تقرير رفت و آخر منجر به تب لرزه شد . مولانا محمد « 1 » شيرازى كه مرد فاضل و طبيب حاذق بود و تمام عمر شريف را به خدمت‌گزارى خاندان عليّه صرف كرده ، مصلحت چنان ديد كه تبديل هوا بايد كرد . متوجه بعضى از حدود مغولستان كه در پاى كاشغر واقع است شد . چون هنوز از مردم كاشغر ايمن نبودند بنده را در ياركند گذاشتند و خان خود رفت . بنده در مهمات ولايت آنچه ميسر بود تقديم ضبط نمودم . در اواخر تير ماه خان از مغولستان آمد . مزاج شريف انحرافى كه از كثرت تجرع واقع شده بود از غايت لطافت هواى آن مغازه 548 جنت نشان به اعتدال آمده در غايت صحت شرف نزول اجلال در ياركند فرمود . « 2 » ذكر وفات حضرت مولانا محمد قاضى - عليه الرحمة - « 3 » ذكر احوال پركمال « 4 » حضرت ارشاد مآبى ، مخدومنا و سيدنا و مولانا ، « 5 » سابقا در چند محل تا اينجا مشروح شده است كه حضرت مولانا در اخسى و توابع آن هرجا كه خاطر سعادت مآثر ايشان قرار مىگرفت مىبودند . خلايق از صحبت ايشان بهره‌مند مىبود . چون در آن حدود ايشان را معتقدان و مخلصان بسيار پيدا شدند هر كدامى از ايشان به احوال سينه و حال عجيبه مشرف شدند . نظم : فى المثل گر هزار دل مرده * از هواهاى نفس افسرده ( 227 ر ) بگذرند از حريم محفلشان * زنده گردد ز مردگى دلشان « 6 » وقتى كه خان از اخسى برآمد حضرت مولانا آنجا ماندند چون سيونجك خان آمد ، ايشان را ملازمت كرد ، التماس تشريف قدوم جمعيت لزوم ايشان را به تاشكند رفتند . بعد از اندك زمانى « 7 » خاطر قدسى انيس ايشان را از اين تيره خاكدان گرفت .

--> ( 1 ) . نگ : - محمد . ( 2 ) . نگ : + فصل پنجاه و هفتم . ( 3 ) . نگ : - عليه الرحمة . ( 4 ) . نگ : - پركمال . ( 5 ) . نگ : - ارشاد . . . و مولانا . ( 6 ) . نگ : - نظم فى المثل . . . دلشان . ( 7 ) . نگ : + درگذشتند .