ميرزا محمد حيدر دوغلات

481

تاريخ رشيدى ( فارسي )

وقايعى كه در تاشكند روى نمود مشروح گشته است . چون احمد خان از تاشكند شكسته و مريض به دار الملك خودش كه آقسو بود آمد ، منصور خان ، پدر بزرگوار را استقبال نمود . چون به شهر درآمد خان مرض خود را صعب يافت . منصور خان را به طرفان فرستاد . منصور خان در طرفان مىبود تا كه پدرش سلطان احمد خان به جوار قدس خراميد ، منصور خان از طرفان به آقسو آمد . سلطان محمود خان پادشاهت آقسو را سهل پنداشت و به مغولستان برآمد . نظم : پدر مرده و عم گريزان شده * ز بيگانه كشور پريشان شده مخالف مسلط ، اولوس در خطر * گشاده عقاب بلا بال و پر « 1 » منصور خان در آقسو بود و امير جبار بيردى در اوچ . اين امير جبار بيردى دوغلات است ، اولوس بيگى سلطان احمد خان بود ، در پيش سلطان احمد خان نيك معزّز و ممكّن بود و الحق كه خودش نيز مرد دانا بود و سزاوار آن رتبه و [ در ] « 2 » تدبير و راى امور ملك بىبدل . بيت : به رايى لشكرى را بشكنى پشت * به شمشير از يكى تا صد توان كشت « 3 » همچنين مردى در آن ايام كه طلاطم امواج فتن در تموج آمده بود به كار آيد . اما منصور خان به علت آنكه سابقا مذكور شده و مبرهن گشته است كه اهل ميراث ، قدرشناس نمىباشند ، در صدد كشتن امير جبار بيردى شد . يعنى كه او را تا نكشم سلطنت بر من قرار نيابد و حال آنكه نفس امر عكس اين بود . امير جبار بيردى چندانكه ( 223 پ ) زاريد و ناليد به هر چگونه كه ممكن بود و در رفع مضرت خود و رواج كار منصور خان كوشيده سخنان گفت البته مفيد نيفتاد و دانست كه به غير كشتن او به امر ديگر راضى نيست . پس چاره كار خود را فكرى به تقديم رسانيد و كس پيش ميرزا ابابكر فرستاد و او را طلب داشت .

--> ( 1 ) . نگ : - نظم پدر مرده . . . پر . ( 2 ) . نب : - در . ( 3 ) . نگ : - بيت به رايى . . . كشت .