ميرزا محمد حيدر دوغلات

480

تاريخ رشيدى ( فارسي )

ذكر احوال منصور خان ( 222 پ ) بر سبيل اجمال « 1 » چون سياق سخن به منصور خان رسيد ، مجمل احوال منصور خان بيان كردن مناسب نمود . منصور خان پسر نخستين سلطان احمد خان ابن يونس خان است . وقتى كه برادر كلان سلطان احمد خان ، سلطان محمود خان را وقايع دست داد كه مجملش در سبق كتاب مذكور شده است ، تفصيلش در « تاريخ اصل » مشروح خواهد شد ، مخلص اينكه امراى قديمى يونس‌خانى را برانداخت و بجاى ايشان ، اراذل را كه شعار ايشان خوش آمد طبع خان بود برداشت ، در عظايم امور ملك ايشان را گماشت ، ايشان از جهت ركّ 526 عقل و سستى رأى ، خان را چنان ساختند كه دوستان قديم خوار گشتند يعنى اوزبك قزاق و پادشاهان چغتاى و دشمنان قديم را دوست جديد ساخته پنداشتند كه فى نفس لامر دوست شد و او را برداشتند ، يعنى شاهى بيگ خان . « 2 » چون به مدد سلطان محمود خان ، شاهى بيگ خان بر چغتاى استيلا يافت و ماوراء النهر را استخلاص فرمود ، در پى دفع سلطان محمود خان و استخلاص تاشكند شد . مصرع « 3 » : براى خود بلايى راست كردم ، چو خود كرده را درمان نبود به كار درماند چنان كه گفته‌اند ، رباعى : دانى كه چه گفت زال با رستم گرد * دشمن نتوان حقير و بيچاره شمرد برآور به وقتش ز دشمن دمار * و گرنه برآرد ز جانت دمار چون اين درماندگى سلطان محمود خان را سلطان احمد خان شنود ، مهر برادرى در دل سلطان احمد خان جوش زدن گرفت و دست حميت گريبان مهر و شفقت برادرى را محكم كرد . پس در شهور سنه سبع و تسعمايه 527 ( 223 ر ) متوجه خدمت برادر بزرگوار شد و به جاى خود نخستين فرزندانش كه منصور خان بود در تمام چاليش و طرفان و باى و كوسن « 4 » و آقسو و مغولستان به استقلال گذاشت و به تاشكند رفت .

--> ( 1 ) . نگ : - بر سبيل اجمال . ( 2 ) . نگ : - يعنى شاهى بيگ خان . ( 3 ) . نب : بيت . ( 4 ) . نگ : - باى و كوسن .