ميرزا محمد حيدر دوغلات
479
تاريخ رشيدى ( فارسي )
خان فرمود كه « 1 » اين زمان برادر كلان به جاى پدر است . هر مقامت آرزو كه از خدمت پدر دست داده بود به خدمت وى توان تشفى داد . پس ايلچيان را متواتر گردانيد كه آنچه از برادر كلان ( 222 ر ) يعنى منصور خان واقع شده بود از روى تقصير ما برخواسته بود و اگر هم آن نبود ، برادر كلان كه جاىنشين پدر باشد هرچند در قلت عنايت و كثرت شدت با برادر عمل نمايد اما برادر خرد كه به منزله فرزند باشد چه حد و امكان داشته باشد كه به تجاوز حدى و يا به سوى اويى اقدام تواند نمود ؟ بيت : تويى كه درد و غمت يار ناگزير منست * جفا و هرچه رسد از تو دلپذير منست « 2 » ملتمس آنكه از آنچه تقصيرات كه واقع در سابق بود به ذيل عفو اغماض فرمايند و حواشى خاطر سعادت مآثر را از آن پردازند و تجويز فرمايند كه بنده به سعادت بساط بوسى استسعاد يابد و فوايد كثيره از آن به روزگارها عايد گردد و از آن جمله يكى آن است كه اگر از تقصيرات بنده لوث اثمى 524 كه به لباس اعمال رسيده باشد به آب استرضاء آن حضرت شسته گردد ، ديگر آنكه به حمد اللّه كه اگرچه از اين فتح دوستان را افتخار و اقتدار و دشمنان را احتقار و انكسار حاصل آمده است ، اگر اتفاق ملاقات افتد ، اين امر متمم آن شده پشت استظهار بدخواه اين بار از آن بار شكستهتر گردد و فوايد ديگر هست كه به شرح احتياج ندارد . بيت : حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت * آرى به اتفاق جهان مىتوان گرفت « 3 » چون رسل و مراسل متواتر و متعاقب رفت و پيشكشهاى كثير نفيس متوالى و متواتر رسيد ، منصور خان را كه بر لب جان 525 و بر زبان ايمان « 4 » رسيده بود و از اين اخبار جان تازه و مسرت بىاندازه رسيد ، بعد از آمد شد ايلچيان و تعيين خصوصيات آن عازم ملاقات شدند . « 5 »
--> ( 1 ) . نگ : - در آن صورت ظاهر . . . فرمود كه . ( 2 ) . نگ : - بيت تويى . . . منست . ( 3 ) . نگ : - بيت حسنت . . . گرفت . ( 4 ) . نگ : - و بر زبان ايمان . ( 5 ) . نگ : + فصل پنجاه چهارم .