ميرزا محمد حيدر دوغلات

476

تاريخ رشيدى ( فارسي )

بيت : دو شاه مهره اگر پشت يك دگر گيرند * دگر طپانچه دشمن به هيچ رو نخورند « 1 » و در تزيين كار ايمن خواجه سلطان فوق الحد و الامكان كوشيد و از روى تربيت و شفقت پايه او را به چرخ برين سلطنت رسانيد . « 2 » چنان كه خود به استقبال وى رفت و در تمامى بيوتات حصه او را برادرانه منظور داشت و آن زمستان همه به صحبت و جشن به سرآمد . چون بهار شد طوىهاى پادشاهانه به روى ايمن خواجه سلطان كشيدند و از تمامى اقوام مغول ، مردم جدا ساختند . بيگ « 3 » ساريق ميرزا كه ابن اخ ميرجبار بيردى بود از دوغلات ، او را به رسم اولوس بيگى همراه گردانيدند و اعظم امراى برانغار 512 ( 220 پ ) مونكه بيگ كه ذكرش در شرح يسال 513 كاشغر مذكور شده است و ديگر نظر ميرزا برادر مير ايوب بيگجك و غيره و همچنين از جميع طوايف و اقوام اولوس مغول ، مردم انتخاب كرده به آقسو روان كردند . و رعاياى آقسو را كه ميرزا ابابكر به قوت استيلاى آقسو ، به خانه كوج به كاشغر آورده بود به رخصت عام بلكه به تشدد تمام كوچانيدند . در اوايل سنه احدى و عشرين و تسعمايه 514 ايمن خواجه سلطان به آقسو رفت . ميرزا ابابكر آقسو را با تمام لواحق به وقت استيلا ويران ساخته بود و مردم او را به كاشغر آورده و اوچ 515 كه حصن حصين است به لشكر جريده مستحكم ساخته بود و اندك زراعتى نيز مىكردند . چون كاشغر را مستخلص فرمود فى الحال به ضبط اوچ كس فرستاده اوچ را بر همان طريق ميرزا ابابكر ضبط كرده بود . ايمن خواجه سلطان فى الحال در اوچ نزول فرمود . بعد از آنكه اوچ و لواحق آن مزروع شد در سال دويم به آقسو رفت و قلعه او را به حال اصلى عمارت فرمود و باقى حالات ايمن خواجه سلطان هر كدامى در محلش خواهد آمد . « 4 »

--> ( 1 ) . نگ : - بيت دو شاه . . . نخورند . ( 2 ) . نگ : - و از روى . . . رسانيد . ( 3 ) . نگ : - بيگ . ( 4 ) . نگ : + فصل پنجاه و سوم .