ميرزا محمد حيدر دوغلات
477
تاريخ رشيدى ( فارسي )
تمهيد در ذكر آنكه با وجود سوابق كدورات خان با منصور خان داعيه ملاقات و اطاعت كرد در مبدأ فطرت حضرت خالق عزت - جلّت عظمته - هر ذاتى را كه به صفات حميده و اخلاق پسنديده تقدير فرموده باشد هر آيينه از وى جز نيكى نيايد . اگر همه با وى بد كرده باشند وى آن بدى را به جز نيكى مقابله نفرمايد . وى در اين امر مجبور بود نه مختار . نظم : باشد از اختيار قدرت دور * فاعل آن بود بر آن مجبور همچو نرگس درخت ساج 516 ساج شجر ( 221 ر ) * كه بجنبد ز باد شام و سحر و الّا قوت بشريت به تحمل آن وافى نيست و سخاوت 517 انسان بر آن كافى نى . « 1 » مؤيد اين معنى شرح اين واقعه است كه مشروح مىگردد كه در صدر كتاب توضيح يافته و تقرير پذيرفته كه خان مع برادر ، 518 در مغولستان بود و قرغيز در ملازمت اين دو برادر مىبودند و اوقاتى فى الجمله مىگذشت . از لباس و متاع و اسب و خنجر بود . فى الجمله از قليل و كثير به هر حال به سلامتى سر و ايمنى جان خرسند بودند و اوقاتى به سر مىبردند . « 2 » منصور خان لشكر كشيده بر سر ايشان آمد . در چارون چاك 519 هر دو ملاقى گشتند . محاربه معظم و مقاتله محكم دست داد . آخر شكست بر اين دو برادر افتاد . به اين واسطه در مغولستان نتوانستند بود و مفرى ديگر در عالم مسدود گشته بود . به ناچار متعاقب هم به ولايت فرغانه درآمدند . در دست سلاطين شاهى بيگ خان ، سلطان خليل سلطان كه برادر خان بود ، در درياى اخسى غريق رحمت شد و خان در بند افتاد . آخر الامر در صورت قلندرى به كابل رفت . اين جمله به تفصيل مذكور شده است . اين همه وقايع و بلايا از منصور خان بر خان واقع شد : « 3 » برادر با برادر درنسازد * ز هر دشمن كه باشد صعب باشد اما چون خان را اساس دولت در آن استوار و كوه در ستوه از كثرت سوار « 4 » لشكرى
--> ( 1 ) . نگ : - وى در اين امر . . . كافى نى . ( 2 ) . نگ : - از لباس و . . . مىبردند . ( 3 ) . نگ : + بيت . ( 4 ) . نگ : - كوه . . . سوار .