ميرزا محمد حيدر دوغلات

468

تاريخ رشيدى ( فارسي )

چهارچاريكى « 1 » است و هر چاريكى چهارصد مثقال 491 و ساير اشيا را از اين قياس توان كرد . « 2 » شرح احوال امرا كه به تعاقب ميرزا ابابكر رفته بودند چون خان آن نه نفر امرا كه به ضبط ختن و تكاميشى ميرزا ابابكر فرستاد ايشان در تعاقب مسارعت نموده مساعى بىحد به ظهور رسانيدند . چون به ختن رسيدند همه اهالى ختن به استقبال امرا مبادرت نموده و آنچه بود از خزاين و انبار از گله و رمه و آنچه مفهوم شى بر او اطلاق رود همه را تسليم نمودند . ميردايم على و مير بيگ محمد بر طبق يارليغ در ختن ماندند و بر ضبط ملك و رعيت مشغول گشتند و هفت امير ديگر كه چون ديو هفت سر كه بر قله قاف مصاف طلبند بر قرانغوتاغ تاخت بردند . چون به قرانغوتاغ رسيدند معلوم شد كه ميرزا ابابكر از كوه قرانغوتاغ گذشته و [ به ] « 3 » تبت رفته است و تعاقب آن متعذر شده است . مع هذا رسيدند به آن سرپل [ كه ] « 4 » ميرزا ابابكر ، اموال و خزاين خود را در آنجا درهم ريخته [ بود ] « 5 » اول ديدند كه اسبان تپچاق كه هر كدامى ؛ نظم : يكى باد رفتار هامون نورد * برادر بود مرد را در نبرد بجولان‌گرى خوش لطيف ادعمى 492 * كه بر باد پيشى گرفتى همى ز فارس كسى ياد دارد همى * فرس پيش من بهتر از عالمى « 6 » همه را كشته است تمام راه‌ها از لاشه اسب تپچاق مسدود شده ، نقود و اقمشه كه در خچيران بار كرده آورده ، آن استران را نيز همه كشته است . در خاطر به تحقيق نمانده است نهصد رأس بوده يا نهصد قطار . 493 چون آنجا رسيدند كه آتش در اقمشه زده بود ، ديدند خرمن‌هاى خاكستر است كه ايستاده ، اين جمع دود ( 216 پ ) از آن خاكسترها برآوردند « 7 » آنچه زردوز بوده و ترصيعات و ثياب مذهب از آنها طلى 494 باقى مانده است

--> ( 1 ) . نگ : چارك . ( 2 ) . نگ : + فصل چهل و نهم . ( 3 ) . نب : - به . ( 4 ) . نب : - كه . ( 5 ) . نب : - بود . ( 6 ) . نگ : - كه هر كدامى . . . عالمى . ( 7 ) . نگ : - اين جمع . . . برآوردند .