ميرزا محمد حيدر دوغلات
455
تاريخ رشيدى ( فارسي )
سيد آمد كه امين داروغه مىگويد كه سيد محمد ميرزا ، برادر ميرزا ابابكر است . ابا عن جدّ ، بطنا بعد بطن اين بندهها ، بندهزادهء ايشانند . به مقتضاى حلال نمكى ، مدت سه ماه شد كه به جان مىكوشيم به آنكه هيچكس در اين مدت چهل سال از ميرزا ابابكر ( 209 ر ) يك لحظه به جان ايمن نبودهايم و آنها را كه كشته ، كشته و آنانى كه باقى ماندهاند هر كدامى را به عقوبتى معقب ساخته از اخته كردن يعنى قطع رجوليت و دست و پاى بريدن و چشم كاويدن و غيره ، البته به يك ابتلا مبتلا ساخته با وجود اين قدر مراسم حلال نمكى را به تقديم رسانيديم . اكنون كار به جان رسيد و كارد به استخوان . اگر مخالف مخالفت از خواطر اين خوايف ايمن گردانيده اما به جان و مال مستظهر گرداند و متكلف اين سيد محمد ميرزا شوند قلعه را به نواب سپرده در سلك ساير ملازمان درگاه فلك اشتباه « 1 » منسلك گرديم . چون به عرض خان رسيد بغايت مسرور شد . على سيد را باز فرستاندند مخير به آنكه آنچه ملتمس ايشان است به اضعاف آن مبذول است ، كس معتمدى فرستند . « 2 » ذكر اختلال كار ميرزا ابابكر و مقدمهء چند كه بدان تعلق دارد و اختتام دولت او ميرزا ابابكر را يكى از عادات شيم 449 اين بود كه اساليب و قواعد و روابط نهاده بود و در غايت اشكال . هر كس را به اندك خطايى و سهوى كه در آن اساليب صادر شدى به غير كشتن كه وضع نهاده بود به چيز ديگر مطلق راضى نمىشد . چون آن كس را به آن عذاب و خرافات كشتى از خيل و عشيرت او متوهم شدى كه به خود قرار دادى كه آن جماعت ديگر به هيچگونه اصلاح نيابند ، ديگر در پى استيصال آن جماعت شدى و از آن جماعت تا بچه شيرخواره و ضعفا ، حامله زنده نگذاشتى . هر كدامى را از مردان كار تا طفل شيرخوار ، يكى را به عقوبتى گرفتار كردى كه بعد از آنكه هزار بار به مرگ راضى شدى به منتها مردندى كه فى الجمله در تقرير احوال وى سابقا مذكور شده است .
--> ( 1 ) . نگ : - فلك اشتباه . ( 2 ) . نگ : + فصل چهل و هفتم .