ميرزا محمد حيدر دوغلات

456

تاريخ رشيدى ( فارسي )

مقصود ( 209 پ ) از تمهيد اين معانى « 1 » آنكه در اواخر حال ، تمام مهمات لشكر و عسكر را به ميرولى گذاشته بود و تمام ملك و رعيت را به شاه دانه كوكلداش . راتق و فاتق اين دو كس بودند . « 2 » اين دو كس مساعى جميله غريبه به ظهور رسانيدند . چنان كه بر سبيل اجمال ذكر يافته است كه ميرولى آقسو و مغولستان را چنان صافى كرد كه از مغول و قرغيز در دو سه ماهه راه كاشغر ، 450 مدت‌ها كسى نيارست كه عبور كند . تمامى مغول به چاليش و طرفان خزيدند و قرغيز از ايسيغ گول اين طرف را گذاشت و همچنين از ولايت فرغانه ، اوزكند كه معتبرترين آن ولايت است و اوش و مادو و جگيراك از اندجان بالا ، همه را بالقطع تصرف نموده بود و اطراف قابرتكين « 3 » و بدخشانات « 4 » را نيز اكثر ضبط نموده و حدود بلور و تبت تا كشمير مضبوط ساخته بود . اين همه ساخته و پرداخته مير ولى بود . قبل از مصاف توتلوق ، عمّم سعى نمود كه به ميرولى ملاقات كند ، در باب مصالحه مشاورت نمايند . ميرولى به طمع آنكه به تنگ آمده‌اند و ناچار شده ، 451 شايد به فريبى تواند كه عمّم را به دست آورد و به پيش ميرزا ابابكر دست‌آويز برد كه هيچ خدمتى از اين عظيم‌تر و لايق‌تر نبود و بر اين ملاحظه به ملاقات راضى شده در ميان دو صف در جاى معين از طرفين چند كسى به شمار آمده ملاقات كردند و سخنى چند مناسب وقت به هم گفتند . در اثناء آن ، عمّم به امرايى كه به ميرولى همراه آمده بودند گفت كه مرا سخنى چند به ميرولى هست برخيزيد . امرا برخاستند و ميرولى تنها ماند . سخنى چند كه التماس شفقت بود از ميرزا ابابكر كه در حضور امرا گفته بود همان را اعادت نمود و از هم متفرق شدند . هر كسى به لشكر خود رفت . ( 210 ر ) بعد از اين واقعهء توتلوق شد و آن بر سر اين پاسنگ 452 شد « 5 » و پلهء ميزان ميرولى در ترازوى اساليب ميرزا ابابكر گران شد . از امرا كه در آن ملاقات همراه ميرولى بودند ميرزا ابابكر پرسيد كه در ملاقات ، سخن چه بود ؟ ايشان آنچه گذشته بود معروض داشتند و گفتند كه آنچه در حضور ما بود

--> ( 1 ) . نگ : - از تمهيد اين معانى . ( 2 ) . نگ : - راتق . . . بودند . ( 3 ) . نگ : قراتگين . ( 4 ) . نگ : بدخشان . ( 5 ) . نگ : - و آن بر سر اين پاسنگ شد .