ميرزا محمد حيدر دوغلات
450
تاريخ رشيدى ( فارسي )
با وى در تحريض فتنه حصار كه مشروح شده است ، اغوا و تحريض نموده ( 206 ر ) بودند ، آن سوگندان مرا گرفته است . شكم مرا مىتركاند ، عوايد آن همه بر جان مىرسد و اينها خوك و خرسوار مىگردند . « نعوذ باللّه من سخط اللّه السبحان انقض قسمات الغليظ و انشا كيد لايمان . » رباعى : از عهد و قسم تا بتوانى بگريز * با تيغ دو روى خداى مستيز بيچاره شوى وانگهان عهد كنى * گر جان مىبايدت ز نقضش پرهيز « 1 » بعد از وفات ميرايوب ، رتبه او را با برادرش محمد بيگ تفويض فرمودند و در آن ايام هر روز جنگ بود و هر كس را داعيه بود و جوهر شجاعت كه در خزينه دل او مخزون بود ظاهر مىشد . از آن جمع ميدكه ، عبد الوحد ، خداى قلى شقاول ، محمد على تومان بين الاقران ممتاز گشتند . مردم ديگر يك بار يا دو بار و يا سه [ بار ] « 2 » جلادتها نمودند و مردانگىها كردند اما اين چهار كس كم روزى بود كه جنگ نشدى و كم جنگى بودى كه ايشان كارى كردندى . چون معلوم شد كه ميرزا ابابكر از ياركند نخواهد آمد ، اتفاق نمودند كه به قلعه يانگىحصار مىبايد زور آورد و چون راىها بر اين قرار يافت ، خواجه على بهادر را كه نام او در تفصيل اسامى معتبران ساير الناس مغول مذكور شده است فرستادند كه رفته در قزيل « 3 » كه در سرحد چول 429 ياركند است قراول نمايد و مترصد خبر ميرزا ابابكر باشد كه اگر در حين محاصره و غلبات زور كردند اگر او بيايد پيشتر خبر يافته فكرى به تقديم رسانند . « 4 » ذكر فتح قلعه يانگى حصار كه مفتاح مفاتيح « 5 » ممالك كاشغر بود در اوايل رجب سنه عشرين و تسعمايه 430 در گرد قلعه يانگىحصار ، مولجار 431 بخش كردند و خان خود در نزديكى قلعه نزول فرمود چنان كه اگر از بالا تيرگز 432
--> ( 1 ) . نگ : - از عهد و . . . پرهيز . ( 2 ) . نب : - بار . ( 3 ) . نب : غيرل . ( 4 ) . نگ : + فصل چهل و ششم . ( 5 ) . نگ : - مفاتيح .