ميرزا محمد حيدر دوغلات
451
تاريخ رشيدى ( فارسي )
انداختندى شايد كه در آن سر جركه خان در ته آن مىنشستند رسيدى . و مورچل 433 بدين تفصيل بود كه طرف شمال گنجايش ندارد ( 206 پ ) زيرا كه قلعه بر سر جر واقع است از طرف شمال تمام جر است . اگر نقب زنند هرچه از نقب فرو ريزد همان جر باقى ماند و صعود بر آن ميسر نگردد . از اين جهت طرف شمال قلعه بولجار داخل نشد . برج اول غربى را خان خود با بهادران غول 434 كه هميشه در ملازمت بودند و داخل هيچ دهه 435 و قشون نبودند كه اسامى ايشان مذكور شده است متصدى شدند . بر همين ضلع مغربى در پهلوى خان ، برج ديگر با بنده مقرر شده ، بر طرف راست بنده ، محل ديگر به ميرزا على طغاى و قوتلوق ميرك ميرزا و بهريكه ميرزا در يك نقب شريك شدند و آن طرف ايشان ، بابا ساريق ميرزا و شهباز ميرزا و جماعت بهرين در يك نقب جان مىكندند 436 و آن طرف ايشان ميرزا محمد بيگ و بيگ محمد يك نقب اختيار فرمودند و آن طرف ايشان برجى بود كه ضلع ديوار از آن برج سمت جنوبى راست مىشد ، آن برج به خانكه ميرزا و بيشكه ميرزا رسيد و بر ضلع جنوبى قلعه نقب ديگر به مونكه بيگ رسيد و در پهلوى او نقب ديگر به مير محمد كه در آن نزديك ، 437 جاى نشينى مير ايوب شده بود قرار يافت و آن طرف به حاجى ميرزا رسيد و پهلوى او مير قنبر و آن طرف مير قنبر ، على ميرك برلاس و آن طرف او ميردايم على و آن طرف او قراقولاق ميرزا و از قراقولاق ميرزا آن طرف به عمّم رسيد . از آن طرف ضلع ديوار قلعه بر سمت مشرق مىشود كه آن نيز ضلع شمالى ، جر است . پنج شبانهروز به جد و جهد ، به جان كندن نقب و فرو بردن آن مشغول بودند . اول نقب كه به حضرت عالى منسوب بود از مولت اجتهاد مردان ابطال و سطوت دولت حضرت خجسته مآل در اهتراز آمد . نيم شب بود كه آن برج چون برج افلاك روان شد . « 1 » 438 ( 207 ر ) برجى كه به افلاك برابر كردى از هم فرو ريخت با خاك يكسان شد ، اما چيزى از اصل ديوار باقى ماند . آن روز همه مساعى بىحد به ظهور رسانيدند كه همه نقبها چنان شد كه به اندك سعى ديگر مدار ديوار را از هم فرو ريزاند . از همه
--> ( 1 ) . نگ : - آن برج . . . شد .