ميرزا محمد حيدر دوغلات
436
تاريخ رشيدى ( فارسي )
بيت : چون جلوهكنان صبح به آفاق برآمد * گل را به چمن باد صبا جلوهگر آمد چون خسرو انجم علم افراشت ز مشرق * ترك فلك از شرق به زرين سپر آمد « 1 » از ارتوج روان شدند و اوچ برخان نام موضعى است كه آب بويونباشى « 2 » كه به دره قاليققياص « 3 » مىآيد كه به همين راه آمده شده بود از پيش اين اوچ بر خان از اين آب بايد گذشت و پشتهايست بر آن بالا كه برمىآيند ، كاشغر نمودار مىشود ، قياسا سه فرسخ شرعى باشد و در همان بالا آمد . ميرزا ابابكر ديوارى كنگرهبندى از سختهاى كوه تا جرى كه در لب آب واقع است كشيده و دروازهء در آنجا گذاشته بوده است . يارليغ واجب الاذعان صادر شد كه تواجيان در آن ( 198 پ ) تنگى بالا آمده ايستاده سامان لشكر گيرند . فوج فوج مىآمدند و از آن تنگى ، يك يك مىگذشتند و در شمار تواجيان و در قلم بخشيان مىآمد به غير آنكه در كوچ و بنه نيز آنقدر بود كه فى الجمله محافظت راه و روش توانند كرد مانده بودند ، چهار هزار و هفتصد و كسرى در قلم آمد . اگر چه شما را اندك بود اما همه سروران نامدار و امراء عاليمقدار و صاحب رايان روزگار و بهادران تيغگذار بودند . به تجربت ايام مجرب گشته و مرارت كج رفتارى فلك ناسازگار را كشيده و حلاوت تجارب روزگار را چشيده . از آن وقت كه ويرانى تاشكند كه سنه ثمان و تسعمايه 396 بود موافق تونگوزئيل 397 تا اين تاريخ كه سنه عشرين 398 بود هم موافق تونگوزئيل كه دوازده سال باشد از زمان ناسازگارى بود چنان كه هميشه مقاومت و مقاتله و مجادلت دايم بود . از اين اقوام اربعه ، سه قوم اوزبك و چغتاى و مغول به هم درافتاده بودند . « 4 » نه دشمن پديدار بود و نه دوست * كه با يكدگر مىدريدند پوست « 5 » چنان كه سابقا فى الجمله سمت تقرير يافته است و در اين دوازده سال اين مردم ، كش و فرخش 399 روزگار دولت ناپايدار و محنت انقلاب بىشمار ديدند ، به تجارب ايام [ نايل ]
--> ( 1 ) . نگ : - بيت چون جلوهكنان . . . سپر آمد . ( 2 ) . نگ : بيت محاسن كاملا مرتبى داشته . ( 3 ) . نگ : [ يا قبا ] . ( 4 ) . نگ : + بيت . ( 5 ) . نگ : - نه دشمن . . . پوست .