ميرزا محمد حيدر دوغلات
437
تاريخ رشيدى ( فارسي )
گشته بودند و قاعده قتال و جدال و راه و روش ايلغار و بولغار 400 را نيك ممارست كرده و هر يك از ايشان چندان تجربه كرده و دانسته و يافته كه هيچ دقيقه در ابواب سپاهى گرى از خاطر ايشان فرو گذاشت نمىشد و اين مخصوص امرا نبود بلكه در هر قومى مغول چندى بودند كه همه كس از ايشان راى و مصلحت اصغا نمىنمودند . چنان كه بر سبيل اجمال به همان طريق كه آن روز بولجار 401 و مولجار بود ، از آنچه در خاطر مانده مذكور مىگردد . اول طبقه دوغلات كه سرور و اعاظم ( 199 ر ) و اسنّ ايشان ، عمّم ، سيد محمد ميرزا بود كه سنين عمر او در آن ايام در شهور چهل و يك بود . بانى و باعث به اين لشكر و ساعى و متصدى اين عسكر ، او بود و راى و رويت او معروف و عقل و كياست او مشهور بود و احوال او و آنچه از دست وى آمده به شرح مذكور شده است و از اقران ممتاز و از ابناى جنس متمايز بود . در روزگار وى ، به طور وى در اقوام اربعه غالبا كس نبود . عدد تلامذه او در آن شمار ، دويست « 1 » و هشتاد نفر برآمد . دويم قراقولاق 402 ميرزا بود كه ذكر او سابقا در تحرير واقعات مغولستان كه به خان واقع شده است ، مذكور است . و در آن وقايع اين قراقولاق ميرزا گاه رتبه امارت را متصدى شدى و گاه در باديهء فلاكت متمكن گشتى تا آنكه از خان جدا شده به اندجان رفت و در پيش اوزبك به هر چگونه كه بود مىگذرانيد و مرارت فلاكت را به حلاوت تجارب مقابله مىكرده مىگشت . چون خان اندجان را گرفت به ملازمت خان بار ديگر پيوست . مقصود كه اين قراقولاق ميرزا مردى بود به شجاعت معروف به اصابت رأى مشهور و به تجارب ايام مذهب ، يكى از اهل راى كه خاطر را بر وى وثوق تمام بود ، وى بود كه صد نفر نوكر در شمار به نام وى برآمد . ديگر برادرش شاه نظر ميرزا بود كه در همه ابواب با برادر « 2 » كلان قدم مسابقت مىزد و شصت نفر ملازم او بود كه شمار كردند . ديگر ميرزا على طغاى بود كه آنچه به خاطر وى به يك تأمل مىرسيد به انديشههاى دور و فكرهاى دراز ، به سالها به خاطر دلاله 403 محتاله نمىرسيد و اين عجوزه دهر چرخ گوژپشت از براى تعليم گرفتن مكر و حيل در پيش او پشت خم مىكرد و تعليم فتنهانگيزى از وى
--> ( 1 ) . نگ : صد . ( 2 ) . نب : برادران .