ميرزا محمد حيدر دوغلات

435

تاريخ رشيدى ( فارسي )

حاصل مىشود و از بسيارى از اهل سلوك استماع افتاده و ديده شده است كه چون از آنجا به جاى ديگر روند آن جمعيت را نمىيابد و از اين جهت ياد از كاشغر مىآرند و اين شرف او را كافى و وافيست . « 1 » رجوع به تمامى حكايت و قصه تذكره وقايع حال خجسته مآل حضرت « 2 » خان در سمت تحرير سابقا « 3 » اينجا رسيده بود كه چون خان از ولايت فرغانه برآمد به راه مغولستان متوجه كاشغر شد . چون خبر به ميرزا ابابكر رسيد ، قلعه كاشغر را در هفت روز ساخت ، به لشكر هزار سوار و پياده ، به ذخيره چندين ساله انبارها انباشت و يوسفان نام پسر 393 خود را بر سر ايشان گماشت و مهماتى كه در آنجا داشت به وجهى كه مىدانست ( 198 ر ) انتساق داده به يانگى حصار رفت و آن را نيز از ذخيره و انواع يراق و سلاح و اسباب قلعه‌دارى مملو ساخت و به ياركند رفت . خان در خلال اين حال به آتوبوم‌باشى 394 كه يك حدى است از مغولستان ، بر جانب كاشغر رسيدند و كوچ و بنه را آنجا گذاشتند كه متعاقب بيايد و خان به لشكر جريده جرار پيش روان شدند و شب اول ميرزا تركاكى « 4 » نام موضعى است در آنجا نزول اجلال واقع شد و روز دويم در توشكو مقام كردند . روز سيوم به ارتوج رسيدند و مزار پر انوار « 5 » شيخ حبيب را كه از مشايخ كبرويه و با كمال ياركند است « 6 » طواف كردند و كرامت ظاهر كه در خانقاه ايشان است [ آن است ] كه يك چوب كوتاه آمده و آن را كشيده‌اند كه بازيده 395 است و مشخص ايستاده است . آن را مشاهده كرده و به ختمات آيات و دعوات با بركات روحانيت شيخ بزرگوار استمداد خواستند . و روز ديگر كه لشكركش سپاه مشرق ، سپاه مغرب را منهزم گردانيد و به لشكر شعاع انوار عالم را در يك ساعت گرفت ؛

--> ( 1 ) . نگ : + فصل چهل و سوم . ( 2 ) . نگ : - خجسته . . . حضرت . ( 3 ) . نگ : - در سمت تحرير سابقا . ( 4 ) . نگ : تركى . ( 5 ) . نگ : - پر انوار . ( 6 ) . نگ : از مشايخ برجسته است .