ميرزا محمد حيدر دوغلات
434
تاريخ رشيدى ( فارسي )
مىرفتم كه احوال آن عنقريب مشروح خواهد شد ، بيست و يك كس بوديم و در آن راه قوتاسى كشته شد ، شكم آن را چهار كس به صعوبت و محنت بسيار از درون او توانستند ، غلطايند . يك شانه او را يك كس به هيچ وجه نتوانست برداشت و بيست و يك كس آنچه توانستند آزوق برداشتند ، ثلثان آن باقى ماند . 389 ديگر از فواكه : اكثر فواكه در آن ولايت بسيار مىباشد . از جمله فواكه ناشباتى 390 او بسيار خوب مىشود ، جايى ديگر مثل آن ديده نشده است و اين عديم المثل است . گل و گلاب او نيز بسيار خوب است ، قريب به گل و گلاب هرات مىباشد . و فواكه ديگر او به فواكه ساير ولايات رجحان دارد و نقصانش كمتر است و برودت زمستانى او از حد اعتدال متجاوز است و گرماى تابستان به اعتدال قريب . اما آب و هواى او صحت تمام دارد و فواكه بارد ، رطب ملعب كه بر نهار و بر بالاى « 1 » طعام مضر و مفسد است اما از غايت لطافت هواى كاشغر مطلقا مضر نيست و افساد نمىآرد و به وقت تير ماه در اكثر ولايات كاشغر و ختن ، فواكه را فروختن رسم نيست و كسى را از گرفتن آن منع كردن ( 197 پ ) متعارف نى ، بلكه بر سر راهها مىگذارند كه هر كه خواهد بردارد . اما عيوب بسيار دارد . از جمله اگرچه هواى او صحت دارد اما على الدوام هواى غبار و خاك باران مىباشد و بادهاى شديد پرخاك تاريك و تيره بسيار مىشود . اگرچه هندوستان به اين صفت مشهور است اما در كاشغر بيشتر از هندوستان مىشود 391 و زراعت آن پر مشقت و كم حاصل ، و در كاشغر از ممّر حاصل ولايت ترتيب لشكر ممكن نيست و كاشغر نسبت به دشت قچپاق و قاليماق و مغولستان ، شباهتى به شهرها دارد اما از ممّر كم حاصلى و اوقات گذر سپاهى نسبتى به آن صحارى ندارد و مردم شهرى كه آنجا روند روستا پندارند و مردم صحرايى كه بينند شهر نپندارند . « 2 » وى نسبت به شهرهاى فردوس مكان حكم اعراف دارد ، ع : از دوزخيان پرس كه اعراف بهشت است . 392 و بالجمله از آسيب مردم سم مراكب بيگانه بر كرانه است و اهل قناعت را و خداوند سامان را گوشه مأمنى است و به بركت اعزه ما تقدم ، اهل سلوك را آنجا صفايى
--> ( 1 ) . نگ : تمام دارد ميوههاى مضر كه بر نهار و بر بالاى . ( 2 ) . نگ : شهرى مصفّا پندارند .