ميرزا محمد حيدر دوغلات
433
تاريخ رشيدى ( فارسي )
نسخ احوال ايشان بر بهترين وجهى مسطور است و حكايات و روايات منقول از جمله حسين فضل خواجه و قطب عالم و شيخ حجازى « 1 » و شيخ حبيب و فقيه ابى بكر و غيرهم . از جمله غرايب در مزار حسين فضل خواجه ، حظيرهايست كه آن را حظيره مفتيان مىگويند و آنجا قبريست در مقابل روى آن عزيز سوراخى گذاشتهاند و هيچ تغييرى و نقصى « 2 » 384 به وى راه نيافته است . محاسن درازى كشيده داشته « 3 » كه اين زمان مشخص است . از علماى كاشغر استماع افتاده است كه هرگاه مسئلهء مشكل شود صورت را نوشته در قبر مىگذراند ، فردا كه مىروند جواب نوشته مىيابند و اين آزموده و مجرب است ، العهدة عليهم . و تمام مردم كاشغر و ختن « 4 » منقسم مىشود . يكى را تومان مىگويند كه عبارت از رعايا مىباشد و آن متعلق به خان است كه مال او را سال به سال به خانان مىرسانيدهاند و ديگر قوچين است كه آن عبارت از سپاهى آنجا باشد و آن بر كل ، تعلق به اجداد اين كمينه دارد ؛ 385 ديگر ايماق است كه ايشان هر كدام مقاطعه دارند از غله و كرباس و غيره . اين نيز از جمله متعلقات اجداد بنده است . قسم ديگر ، ارباب مناصب شرعيه است و متصديان بقاع خير و اوقاف كه اكثر آن با اجداد بنده منصوب است ، بسيار است و املاك بىشمار ، تفصيل آن مناسب محل نيست . و در آن ولايت چند چيز است ( 197 ر ) كه مخصوص آنجاست . اول سنگ يشب كه در رودخانه ياركند و ختن مىباشد و در عالم جاى ديگر نشان نمىدهند . 386 ديگر شتر صحرايى كه اگر فرضا نوعى گيرند كه خللى بر وى نرسد در قطار درمىآيد و بى تفاوت چون شتر اعلى كار مىكند . اين نيز در بيابانهاى جنوبى و شرقى ختن مىباشد . 387 ديگر در كوههاى آن ولايت ، قوتاس صحرايى مىباشد در غايت عظمت و ابهت و از جميع حيوانات وحشى ، درنده خوتر است . 388 چون به كسى رسد شاخ زدن و لگد كردن و زير كردن و ليسيدن او همه مهلك است . وقتى كه بنده از تبت با بدخشان
--> ( 1 ) . نگ : - و شيخ حجازى . ( 2 ) . نگ : - و نقصى . ( 3 ) . نگ : محاسن كاملا مرتبى داشته . ( 4 ) . نگ : + به چهار گروه .