ميرزا محمد حيدر دوغلات
422
تاريخ رشيدى ( فارسي )
در حوالى آن كوهها شكار مىكردند ، ايشان را ديدند روى بديشان نهادند . از جانب ديگر مغول در رسيد و چون درّه درشت بود از « 1 » مسلك آن رنج حاصل مىآمده است . با شكاريان قرار دادند كه آن جماعت كوچلك و اتباع اواند كه از ما جستهاند ، چون كوچلك را گيرند و به دست ما دهند ديگر ما را با ايشان كارى نيست . آن جماعت نيز گرد او و خيلان او درآمدند ، او را دستگير كرده به مغولان دادند تا سر او جدا كرده با خود ببردند و مردم بدخشان غنايم بىاندازه از جواهر و نقود يافتند و بازگشتند . پوشيده نماند كه هر كس كه دين احمدى و شرع محمدى را تعرض رسانيد ، هرگز فيروز نگشت و آن كس كه ترتيب آن كرد ، اگر چه مقلد آن نيست « 2 » هر روز كار او در مزيد رفعت است و نمو مرتبت . « 3 » بيت : چراغى را كه ايزد برفروزد * هر آن كس پف كند ريشش بسوزد « 4 » ذكر شهادت امام علاء الدين محمد ختنى به دست كوچلك به نقل از تاريخ جهانگشاى « 5 » چون كوچلك ، كاشغر و ختن را مستخلص كرد و از شرع عيسوى با شعار بتپرستى انتقال كرده بود اهالى آن را « 6 » تكليف كرد تا از كيش مطهر حنفى با كيش نجس گبرى آيند « 7 » و از انوار هدى با وحشت كفر و تيرگى و از مطاوعت سلطان رحيم به متابعت شيطان رجيم گرايند . 352 چون آن باب دست نداد پاى سخت كرد تا به اضطرار به زىّ ختا متلبّس و به كلاه ايشان متقلنس ( 191 ر ) گشتند و بانگ نماز و اقامت مرتفع و صلوات و تكبيرات منقطع شد . « 8 » ابعد وضوح الحقّ يرجون فسخه * و للحقّ عقد مبرم ليس يفسخ
--> ( 1 ) . نب : چون در دشت از . ( 2 ) . نگ : - اگر چه مقلد نيست . ( 3 ) . نگ : + فصل چهل و دوم . ( 4 ) . نگ : - بيت . . . بسوزد . ( 5 ) . نگ : - به نقل از تاريخ جهانگشاى . ( 6 ) . نب : كرده بود تا كى آن را . ( 7 ) . نگ : - اهالى آن را . . . آيند . ( 8 ) . نب : بانگ نماز و كار صلوة مرتفع و منقطع شد .