ميرزا محمد حيدر دوغلات
398
تاريخ رشيدى ( فارسي )
برآمد و استيلاى اوزبك بار ديگر بر ماوراء النهر واقع شد و پادشاه التجا به شاه اسماعيل برد و كومك مير نجم را آورد و بار ديگر متوجه به سمرقند شد كه از پيش بيان رفته است . چون [ خبر ] به خان رسيد ، خان نيز از طرف اندجان عزيمت نمود و به داعيه پيش دستى پيش از آنكه پادشاه [ و ] مير نجم از دربند آهنين بگذرد ، خان بر سر سوينجك 289 خان كه اعظم سلاطين اوزبك بود رفت . وى به مصاف استقبال نمود . در بشكند 290 نام موضعى ، صفين ملاقى شده ، محاربه عظيم رفت ، اما شكست بر خان افتاد و در آن جنگ ، خان به نفس خود شجاعتها نموده ، زخمهاى گران به خان رسيد شكسته به انديجان آمدند و منتظر خبر پادشاه و مير نجم بودند . اوزبك نيز در تعاقب و تعارض زياده مبالغه نتوانست كرد ، چه پادشاه و مير نجم متوجه سمرقند بودند . از آن هراس قوى داشتند . از اين جهت خان در اندجان به مرمت شكست در تحت اين شكست مشغول مىبود و منتظر پادشاه . « 1 » ذكر احوال مؤلف اين كتاب بر سبيل اجمال « 2 » از پيش سمت تقرير پذيرفته است كه اين كمينه كه در رجب سنه خمس عشر و تسعمايه 291 از پيش ميرزا خان به كابل آمد و به انظار سعادت آثار پادشاه مشرف شدم و به اصطناعات صفوف عواطف ، پادشاه در حجر ترتيب خود مرا نيك متمكن گردانيد و در ظاهر در سلك برادران و برادرزادهها منسلك گردانيد . اما در باطن به ديده ابويت چون فرزندان مىديد . ( 177 ر ) به اشفاق پدرانه مرا مخصوص مىگردانيد و به همه ابواب مهر و شفقت مىنواخت چنان كه كربت يتامت و شفقت غربت بالكليه از حواشى خاطر من زايل مىشد و در كنف رفاهيت و كمال فراغت روزگارى مىگذشت . در خلال اين احوال ، پادشاه عزيمت لشكر قندوز كرد . چنان كه تقرير يافته است فصل جدى 292 و هنگام اشتداد دى 293 بود . چندانكه به من تلطف نمود و گفت صعوبت راه و شدت برودت ، فوق الحد است اين زمستان در كابل توقف نماى ، چون بهار شود ساحت از
--> ( 1 ) . نگ : + فصل سى و يكم . ( 2 ) . نگ : - اين كتاب . . . اجمال .