ميرزا محمد حيدر دوغلات
368
تاريخ رشيدى ( فارسي )
بالا بردند و درخت را از بيخ بريدند . حضرت شيخ با درخت افتاد . آنگاه بردند در بازار ملك سوختند . چندانكه سعى كردند سينه مبارك شيخ نسوخت . مدتها ، در بازار درته لگدكوب كفره مىبود و حكمت 209 در اين كه حضرت حكيم مطلق ، جلّ جلاله ، اصحاب احباب و زمره اولى الالباب را با بلايا مبتلا و با محن ممتحن مىگرداند . اين مىتواند بود كه به مقتضاى بشريت كه در اقتضايات وى آدمى را چاره نيست ، امورى رفته باشد كه وى در قرب « لى مع اللّه » فى الجمله حجابى مىشده باشد . اقل آن اقدام بر مشتهيات طبع كه حظ نفسانى است اگر چه مشروع باشد از اتحاد آن انحظاظ نفس را زياده از لابد قوتى حاصل آيد و به قدر آن قوت روح را ضعفى در مسارعت توجه به حضرت اقدس دست دهد و اين بلايا و رياضت ، كفارت آن التذاذ تواند بود . مع هذا مىتواند بود كه اين شتردلان دين شيردلى اهل يقين را نمايد تا در دين حق شتر دلى نكنند و فوايد آن بر جوانب عايد گردد و مىتواند بود كه ارادت ازلى و عنايت لم يزلى آن دولتمند را به مرتبه اعالى خواست نموده باشد كه بىمصابرت بر مرارت ، چنين امرى به آن مرتبه نتواند رسيد و همچنين در مقابله دركات آن شقى را در درك اسفل جز به اين شقاوت ( 159 پ ) مقرر نشدى ، و به غير اين نيز حكمتها در مكمن غيب تواند بود كه كس را بر آن اطلاع نباشد . « 1 » و بالجمله چون شاه اسماعيل از اين قبايح پرداخت ، در خراسان مىبود و باقى احوال او بر سبيل اجمال خواهد آمد . « 2 » رسيدن خبر كشته شدن شاهى بيگ خان به دست شاه اسماعيل و عزيمت نمودن پادشاه از كابل به قندوز در اوايل رمضان سنه سته عشر و تسعمايه ، 210 در كابل از پيش ميرزا خان كس آمد در محل عرضه داشت آورد كه عقبات را برف گرفته بود و فصل اوايل جدى بود . خبر اين كه شاه اسماعيل از عراق آمده است ، در مرو به شاهى بيگ خان جنگ كرده است و غالب آمده و از شاهى بيگ خان خبر تحقيق معلوم نيست كه كشته شده است يا نى ؟ 211 تمام
--> ( 1 ) . نگ : - و حكمت در اين كه . . . نباشد . ( 2 ) . نگ : + فصل بيست و دوم .