ميرزا محمد حيدر دوغلات
363
تاريخ رشيدى ( فارسي )
ذكر ابتدا و مناقشه شاهى بيگ خان به شاه اسماعيل و كشته شدن شاهى بيگ خان به دست او 199 در صدر كتاب مكتوب و در ذكر پادشاهان مذكور شده است كه در تاريخ سنه خمس و تسعمايه 200 در هر ديارى كدام شهر يارى بودند و از جمله شاه اسماعيل در عراق استيلا يافته بود و اين قوم شريعت مختوم را از بلاد عراق فراق داده و قتلهاى عام كرده و شرح بدكردارى وى در اين مختصر گنجايش ندارد . چون حدود ممالك شاهى بيگ خان به عراق پيوسته شد ، به اكثر حدود كه پيوسته به خراسان است ، اوزبك تاخت برد . شاه اسماعيل پيش شاهى بيگ خان كس فرستاد ، تحف و هداياى نفيسه مرسل داشت و گفت كه قبل از اين هرگز غبار نقارى بر حواشى خاطر جانبين ننشسته است تا از آن گرد عداوت برخاسته گردد . از آن جانب طريقه ابويت مسلوك باشد از اين جانب رابطه ولديه ممدود خواهد بود . بيت : درخت دشمنى بركن كه رنج بىشمار آرد * نهال دوستى بنشان كه كام دل به بار آرد چون رسول و مرسول به درگاه خان موصول گشت ، 201 جواب بازداد كه مناسب چنان است كه هر كس پيشه پدر پيش گيرد و پس مادر رفتن را واپس گذارد ، چه اوزون حسن دختر خود را و سلطان يعقوب ابن حسن خواهر خود را آن روز از دايره ملوك اعصار خارج ساخته بودند كه با پدر تو داده بودند . اين زمان دعوى سلطنت را از جانب مادر كردن تو را وقتى روا بودى كه مادر دهر را فرزندى مثل من سلطان ابن سلطان نبودى چنان كه در امثال گفتهاند پسر كار پدر كند و دختر كار مادر . ( 157 ر ) بيت : امور مملكت و ملك خسروان دانند * گداى گوشهنشينى تو حافظا مخروش « 1 » تحفه ، عصايى و كجكولى فرستاد و گفت ، اگر اطوار پدرت را فراموش كرده باشى به يادت دادم .
--> ( 1 ) . نگ : + شاهى بيگ خان پس از اتمام سخنپردازى ، سفير را با عصايى .