ميرزا محمد حيدر دوغلات

مقدمه 56

تاريخ رشيدى ( فارسي )

تصويرى از عصر خود باقى گذاشته كه تقريبا و نه تحقيقا ، در ميان آثار مؤلفين آسيايى ، منحصر به فرد است . وى يك باره به عنوان سرباز ، مورخ ، و خاطره‌نويس ، ظاهر مىگردد ؛ و شايد بتوان خويشاوند او ، ميرزا حيدر را نيز دقيقا چنين توصيف كرد . اما بابر در خاطره‌نويسى بهتر از ميرزا حيدر بود و چنان كه تاريخ نشان مىدهد به طور غيرقابل مقايسه‌اى ، سرباز بزرگترى بوده است . اما از سوى ديگر چنين برمىآيد كه خاله‌زاده او انصافا معلومات تاريخى بهترى داشته است . بابر خاطرات خود را به طور ضمنى به تاريخ برمىگرداند ، در صورتى كه اين وضع در مورد ميرزا حيدر برعكس مىباشد . ميرزا تاريخ قوم و خاندانش را با منظور معينى نوشته ؛ و هنگامى كه به روزگار خود رسيده ، ماجراى شخصى را به عنوان يك عامل و دخيل در آن حوادثى كه ثبت كرده ، دخالت داده است - از يكى براى روشن ساختن ديگرى استفاده كرده و بنابراين ، حقيقتا مىتوان گفت كه زندگانى وى به تاريخش تعلق دارد . با وجود اين ، در اصل ، اندكى اختلاف ميان آنها وجود دارد ، ميرزا حيدر با تمام نيّات و مقاصد ، از همان قوم و سرزمينى است كه بابر متعلق به آنهاست ؛ اما وى به فارسى مىنوشته ، در حالى كه بابر به تركى چغتايى ( كه اسم فعلىاش نيز همان است ) ، زبان رايج آن روز و امروز در تمام آسياى ميانه ، اثر خود را تأليف كرده است . بابر از نسل امير تيمور ( ياتمرلان ) بود و در نتيجه ، خاندان او از يك طرف ، بيش از آنكه مغول باشند ، ترك بودند ، زيرا تيمور به قبيله ترك برلاس تعلق داشت كه دودمان برجسته‌اى محسوب مىشد . اما ميرزا حيدر به پيروى از رسم متداول آن روز ، بابر را يك « چغتايى » ناميده ، در حالى كه بابر از پسرخاله خود به عنوان يك « مغول » سخن گفته است . ميرزا حيدر از قبيله دوغلات - بخشى كوچك يا عشيره‌اى از سلسله چغتايى مغولان حقيقى - بود و اين قبيله از نقطه‌نظر اصالت ، تقريبا همشأن قبيله برلاس محسوب مىشد . تا اواخر قرن پانزدهم تمام خاندان‌هاى حكومتگر مغول و چغتايى سخت پراكنده گشته و به واسطه كثرت ازدواج‌هاى ميان قبيله‌اى با بيگانگان آميختگى پيدا كرده بودند . بسيارى از آنان چندين نسل در سرزمين‌هاى تركان زندگى كرده و خوى و زبان آنها را فرا گرفته بودند .