ميرزا محمد حيدر دوغلات

346

تاريخ رشيدى ( فارسي )

حبيب اللّه را به جاروب غارت چنان روفته گردانم كه گرد آن به فلك برآيد و غبار آن خاك در روزگار او پراكنده گردد . اين گفت و به سرعت رفت . اين مطلب سلطان پسر حمزه سلطان بود . اعورى كه ديدهء باطن او را ظلم و ستم ، از ديده ظاهر او نابيناتر گردانيده بود و تمام مظلومان آن ممالك در ديوان مظالم او جز رقم مظلمه نخواندندى . اوراق اشجار حيات خلايق از صرصر صولت او هميشه چون برگ ، لرزان بودى . خواجه حبيب اللّه ساعتى متفكروار سر پيش افكند ، آنگاه گفت كه هيچكس 163 شما را به من كفيل نسپرده است كه به وقت طلب ، ضمان شما بر ذمت من لازم آيد . از تو هم آنكه از ضمانى كه متضمن نبوده‌ام مرا مؤاخذه نمايند يار رسيده را به دست اجل سپردن در مذهب اسلام و در دين مروت محظور و محذور است . برخيزيد به هر كجا كه سلامت خود را در آنجا دانيد برويد و آنچه مرا براى شما مؤاخذه نمايد ، آن خود ذخيره آخرت من باشد . و ما مراسم ادعيه صالحه را در حق او به تقديم رسانيده از وى منّت‌ها داشته همان لحظه بدر رفتيم . در آن زمان در بدخشان ، شاه رضى الدين نام ، چراغ كشى پيدا شده بود ، هر كه را اتباع او نمىيافتند مىكشتند و آن را سبب نجات و ثواب آخرت مىدانستند . از جهت وى راه‌ها مسدود شده بوده و رفتن ما به بدخشان متعذر گشته . شاه رضى الدين از جمله ملاحده كوهستان بود و حكايت آن ملاحده ملاعنه در همه تاريخ‌ها مثبت است . اكثر اهل بدخشان آن مذهب دارند . عالم را قديم مىدانند و بعث و نشر را قايل نيستند و مىگويند مقيد به احكام شريعت بودن در زمان پيغامبر بر همه فرض بود . اين زمان آنچه فرض است ، كلمه طيبه گفتن و بعضى آن گرويدن فرض است . ديگر احكام مفقود است . وطى به ذات خود حلال است و حليت آن مقيد به نكاح نيست و به هر كه وطى ممكن باشد ( 147 پ ) و طبع رغبت نمايد حلال است . اگر همه دختر و پسر و مادر باشد و خون و مال همه بر همه حلال است . مذهب ملاحده بدترين كفر است 164 در عالم . وقتى كه استيلاى شاهى بيگ خان كه مردم بدخشان به سر خود بودند كه ذكر يافته است ، كسى به سيستان فرستاده اين شاه رضى الدين را كه پيرزاده قديمى ايشان است ، هر سال نذور