ميرزا محمد حيدر دوغلات

327

تاريخ رشيدى ( فارسي )

فرمود كه اى جان مادر ، يزنه « 1 » گناهكار و برادر ناسازگار تو را آوردم ، چه مىگويى ؟ و اشارت با پدرم كرد . پادشاه چون نظر كرد پدرم را ديد به سرعت و تعظيمى كه سابقا معهود بود پيش آمد و خندان و شكفته در كنار گرفت و انواع خوش‌پرسى و تلطف نمود . بعد از آن به ميرزا خان دريافت و به او نيز به صد مهر و شفقت پيش آمد و به انواع كرايم اخلاق مجلس گذرانيد و در بودن و رفتن مخير ساخت . « 2 » روى بودن در آينه تصور از زنگ خجالت ديده نمىشد . هرچند كه پادشاه مروت شعار زنگ خجالت را با صيقل مروت و انسانيت مىزدود اما موريانهء انفصال كه از افعال وخامت مثال در آينه آمال نشسته بود ، زدوده نمىشد . پدرم و ميرزا خان اجازت قندهار گرفتند . شاه بيگم و خانيم را به مبالغه و تكليف ، مع تعظيم نگاه داشتند . چون به قندهار رسيدند ميرزا خان در قندهار ماند و پدرم به طرف فراه و سيستان گذشت به عزيمت ( 137 ر ) آن نيّت مبارك كه سابقا در خراسان مصمم كرده بود . چون به حدود فراه رسيده شد خبر استخلاص شاهى بيگ خان خراسان را [ و ] « 3 » استيصال جغتاى رسيد و راه‌ها مخوف و ممّرها مسدود گشت و آن عزيمت از قوت به فعل نيامد اين وقايع در شهور سنه اثناعشر و تسعمايه 117 واقع بود . « 4 » ذكر وقايع پادشاه در آن مدت كه در كابل بوده بر سبيل اجمال و بعضى حكايت متفرقه كه تعلق به آن دارد پادشاه در مقر سلطنت و مسند مروت در كابل بود و مجمل احوال پادشاه در كابل اين است كه سابقا مذكور شده است كه « 5 » در شهور سنه تسع و تسعمايه 118 كابل را از مقيم ابن ذوالنون ارغون مستخلص كرد و لشكر خسرو شاه قريب بيست هزار كس همراه بود و كابل گنجايش آن نداشت . فلاجرم عزيمت هندوستان كردند و در آن لشكر از جهت راه نادانى در جايهاى كم آذوقه افتادند . اكثر چهارپايان لشكر تلف شد . اگر چه در آن لشكر

--> ( 1 ) . نب : مادر نيز تيرنه . ( 2 ) . نگ : - و در بودن . . . ساخت . ( 3 ) . نگ : - و . ( 4 ) . نگ : + فصل دوازدهم . ( 5 ) . نگ : - در مقر سلطنت . . . است كه .