ميرزا محمد حيدر دوغلات
325
تاريخ رشيدى ( فارسي )
چون اين مقوله را با پدرم در ميان آوردند ، پدرم بغايت استبعاد نموده و اين مناقشه به نهايت انجاميد . كار به آزار و بيزار رسيد و آزار شاه بيگم موجب آزار خانان مىشد و اين بر پدرم دشوار بود . چون به اين سرحد رسيد پدرم گفت به امتناع من ممتنع نمىشوند ، بارى تصدى خود نمىشوم ، امراء پادشاه كه هر روز به ملازمت پدرم از قلعه كابل بيرون آمده مىآمدند به عادت معهود پيش پدرم آمدند . اين سخن بعد از مناقشه يك ماهه اين مقرر شده بود . 114 پدرم در خفا به امرا گفت كه ديگر آمدن شما مصلحت نيست . چون امرا به قلعه در رفتند ، پدرم به موضع آب باران كه از كابل يك روزه راه است رفت و خود را از ميان كار بيرون افكند . شاه بيگم و جمع ديگر كه از مغولان بودند خطبه به نام ميرزا خان خواندند و موافق قضا 115 در مقام گرفتن قلعه كابل شدند . جنگها در ميان رفت . بيگم با پدرم با مبالغهها كسى فرستاد و طلب نمود . چون مبالغه و ابرام از حد تجاوز نمود ، پدرم ناچار آمد . بيست و چهار روز قلعه كابل را محاصره نمودند . در آن اثنا پادشاه رسيد « 1 » و شد آنچه مشروح خواهد شد . « 2 » 116 رفتن پادشاه به « 3 » خراسان و بازآمدن پادشاه از خراسان به كابل چون پادشاه در پى جهانگير ميرزا رفت در كوههاى « 4 » هزاره به هم رسيدند و مطارحه و كنكاش كردند . راىهاى ايشان بر آن قرار يافت كه رفتن ( 136 ر ) خراسان مصلحت است شايد كه به قوت ايشان بار ديگر به شاهى بيگ خان مقاومت توانند نمود . به اين عزيمت متوجه خراسان شدند . چون به خراسان رفتند ، خلايق خراسان اين دو برادر را بغايت خوش كردند و ميرزايان نيز بغايت از آمدن ايشان مسرور شدند . اما اتفاق در ميرزايان خراسان صورت نبست . چون پادشاه دانست كه اتفاق ايشان صورت ندارد و بىاتفاق هيچ مهم تمشيت نمىپذيرد و مع هذا جهانگير ميرزا از افراط شراب به اسهال و موى و تب محرق مريض شد در افواه مردم آنكه ، خديجه بيگم بر عادت قديم زهر در
--> ( 1 ) . نگ : + فصل يازدهم . ( 2 ) . نگ : - و شد آنچه مشروح خواهد شد . ( 3 ) . نب : - به . ( 4 ) . نب : كوهها .