ميرزا محمد حيدر دوغلات

308

تاريخ رشيدى ( فارسي )

روحى و مولانا محمد گنجه و مولانا احمد جندى و مولانا مير كلان طبيب و مولانا حاجى تبريزى و مولانا معين تبريزى ( 126 پ ) و مولانا صدر الدين « 1 » محمد قندهارى و جناب بندگى مير ابوالبقا كه امروز عالم از وجود شريف ايشان منور است . تذكره ايشان در اثناى واقعات هندوستان خواهد آمد . چون ايشان در آن زمان در هرات انگشت‌نما بودند ، پدرم بارها ايشان را و پدر بزرگوار ايشان ، عبد الباسط را ملازمت مىكرد و مولانا عبد الغفور لارى كه نام نامى ايشان در ضمن تذكرهء مولانا نور الدين عبد الرحمن جامى ذكر يافته است ، مولانا در غايت بى تكلّفى و بىتعينى بوده است . هرگز غبار رعونت دانشمندى در حواشى خاطر او ننشسته است . هر كس از علما از اطراف عالم رسيدى براى رواج كار او هر چند كه به شأن وى مولانا لايق نبودى ، بيش او چند روزى جزوى كشيدى و در هنگامه‌ها و شهر و بازار ، پياده ، بغل و آستين پركتيب ، 99 سير مىفرمودى . علما در خراسان بسيار بودند . تفصيل اسامى و احوال ايشان تطويل دارد و بسيار ديگر باشند كه بنده ايشان را نمىدانم . تذكره علما را به اين مقدار ، اقتصار داده شد . و منهم الشعراء و از شعرا كه در آن زمان جنت نشان بوده‌اند ، بزرگان ايشان در ذكر اوليا و علما مذكور شده‌اند ، مثل حضرت مولانا عبد الرحمن جامى . اگر احتراز از اعتراض تكرار نمىبود ، لايق آن بود كه چه نوع كه سر دفتر اولياى خراسان ، نام نامى فخر الانامى ، مولانا عبد الرحمان جامى است ، سر دفتر علما و شعرا نام فرخنده فرجام مولانا جامى بودى . اما تحقيق آن است كه نام و تذكره ايشان مكررا خوش آينده است . هرجا كه اهل فضل و كمال را شمار دهند ، مرة بعد مرة اخرى ، به نام ايشان ابتدا و انتها كنند . مولانا عبد الغفور لارى در شرح نفحات نوشته است ، خدمت مولانا از اوايل تا اواخر بىتقييد صورت مجاز نمىبودند . هميشه زمزمه عشق در ملك دل ايشان دبدبه كوس

--> ( 1 ) . نب : صدردين .