ميرزا محمد حيدر دوغلات

305

تاريخ رشيدى ( فارسي )

اصحاب بسيار دارند . تمام اهل خراسان با بزرگى ايشا [ ن ] « 1 » قايلند . ذكر مولانا خواجه كوهى و از آن جمله مولانا خواجه كوهى است . يكبارى در خاطر دارم كه در مسجد جمعه ملكان بعد از نماز رومال طهارت را بر كتف انداخته ، نوك آن را در پيش گره كرده ، مستقبل قبله مراقب نشسته بود . آثار حال و حضور در احوال وى ظاهر ، پدرم از بعضى ( 125 ر ) حضار مجلس پرسيد ، گفتند مولانا خواجه كوهى ايشانند . پدرم - انار اللّه برهانه - ايستاده چندان انتظار برد كه مولانا به عزيمت بيرون رفتن برخاستند ، پدرم پيش آمد و به نياز تمام دريافت و بنده را نيز به دست بوسى ايشان مشرف ساخت و التماس فاتحه كرد ، فاتحه خواندند و بيرون رفتند . بعد از آن پدرم چند مرتبه ديگر ملازمت هم كرد . ذكر حافظ محمود زيارتگاهى و از آن جمله حافظ محمود زيارتگاهى است . وى از خلفاى شيخ زين الدين خافى است و شيخ زين الدين مريد شيخ نور الدين عبد الرحمن است . و وى به چند واسطه مريد شيخ شهاب الدين سهروردى است . تا وقت استيلاى شاهى بيگ خان در حيات بودند و بنده در ملازمت پدر مشرف شده بودم و لقاء مباركش اندك اندكى به خاطر مىرسد . و در خراسان در زمان ميرزا سلطان حسين ، اوليا و بزرگان بسيار بوده‌اند ، به ملازمت ايشان مشرف نشده‌ام و احوال ايشان به واجبى معلوم ندارم اما تعريف ايشان را از ثقات شنيده‌ام ، مثل مولانا عبد الرحمن كاردگر و بابا عليشاه و شيخ حاجى محمد قوچانى و مولانا شمس محمد مرغانى و درويش پير عماد و غيرهم - قدّس اللّه تعالى ارواحهم - . و منهم العلماء اما علما كه در زمان ميرزا بوده‌اند بسيارند . شرح احوال تمامى ايشان در اين مختصر نمىگنجد ، اما تيمنا معدودى چند تذكره مىيابد .

--> ( 1 ) . نب : - ن .