ميرزا محمد حيدر دوغلات
299
تاريخ رشيدى ( فارسي )
مولانا گفتند « 1 » كه در اينجا شاه بازيست كه دايم از اينجا مىگذرد تا به دام كدام صاحب دولت بيفتد و اشارت « 2 » به مولانا عبد الرحمن كردند تا آخر خدمت مولانا در قيد ارادت درآمدند و همه را ترك كرده چنان مشغول ، نمودهاند « 3 » كه مىفرمودهاند كه مدت شش ماه محاورات تمام فراموش شد و « 4 » بعد از آن به اجازت پير به سفر مبارك حجاز رفته به طواف حرمين شريفين - زادهما اللّه شرفا و « 5 » تكريما - مشرف شدهاند . در آنجا قصايد « 6 » و اشعار در غايت لطافت دارند از جمله ( 122 ر ) قصيده است كه در وقت توجه به مدينه گفتهاند ، مطلعش آن است « 7 » ، مطلع : « 8 » اين زمينى است كه منزلگه جانان منست * راه آمد شد آن سرو خرامان منست و دو مرتبه خاصه براى ملازمت حضرت ايشان به ماوراء النهر آمدهاند . حضرت مخدومى نورا - سلّمه اللّه تعالى - فرمودهاند كه در سمرقند مرا در زمان حيات حضرت ايشان ، ضعفى واقع شد ، براى مداوا به خراسان رفتم و در آن مدت « 9 » در منزل حضرت « 10 » مولانا مىبودم و پيش ايشان سبق نيز مىخواندم . در آن اوقات مرا حصبه شديدى شد . مولانا قطب آدم كه در آن زمان استاد الاطبا بود ، به طبابت من مشغول مىبود . مرض حصبه اشتداد « 11 » يافت به نوعى كه سحرى مشرف به « 12 » موت شدم . اين حال مرا به خدمت مولانا گفتهاند . خدمت مولانا در حمام بودهاند ، به اضطراب آمدهاند چنان كه فرصت كرته پوشيدن نشده بود و رومال را بر سر انداخته و دستار بالاى آن مانده و پوستين را بر بالاتن برهنه پوشيده آمدند و بر بالين من نشستند و فرمودند كه مخدوم زاده چه قصه است . « 13 » 88 و من از ايشان وداع آخرت و به حلى طلبيدم . فرمودند كه مخدومزاده هيچ تردد نكند ، هيچ قصه نيست و سر فرو بردند ، زمان ممتدى ايشان به همان هيبت بودند كه من در خود ملاحظه كردم در خود هيچ اثر تشويشى نيافتم ،
--> ( 1 ) . نت : - سعد الدين سبب . . . گفتند . ( 2 ) . نت : دولت افتد اشارت . ( 3 ) . نت : نمودند . ( 4 ) . نت : شده . ( 5 ) . نت : - و . ( 6 ) . نت : قصايده . ( 7 ) . نت : اين است . ( 8 ) . نت : - مطلع . ( 9 ) . نت : + و . ( 10 ) . نت : خدمت . ( 11 ) . نت : استداد . ( 12 ) . نت : بر . ( 13 ) . پايان نسخهء نت .