ميرزا محمد حيدر دوغلات

298

تاريخ رشيدى ( فارسي )

اول كه ملازمت كردم در غايت درشتى پيش آمدند چنان كه خواست كه باطن من منقطع شود اما تأمل كردم و گفتم از راه دور به محنت نامحصور ، به ملازمت اين بزرگ آمده‌ام « 1 » و اين درشتى را سببى خواهد بود و يحتمل « 2 » كه در چغائيان از بعضى مردم كه عرق تعصبى داشتند و به مقتضاى آن سخنان نالايق بسيار مىگفتند شنوده مىشد ، سبب آن تواند بود و در اين تخيل بودم كه خدمت مولانا برآمدند چنان محبوب و دلربا در نظر من آمدند كه بىاختيار خواستم كه در ايشان آويزم . چون سخن به اينجا رسيد ، خدمت خواجه در نظر من به صورت مولانا سعد الدين كه پير من بود « 3 » ( 121 پ ) مدتى بوده كه از عالم رفته بودند ، برآمدند و مرا از اين مشاهده حالت عجب دست داد و يقين من آن است كه ايشان بالقصد براى اثبات آنكه فرموده‌اند كه در مرتبه آخر در غايت محبوبى در نظر من آمدند ، تغيير صورت كرده باشند . 87 و حضرت ايشان را نيز به خدمت مولانا عاطفت بسيار مىبوده و خدمت مولانا در ايام جوانى در طلب علوم بسيار كوشيده‌اند ، به جايى رسانيده‌اند كه در زمان « 4 » شاهرخ در تمام ماوراء النهر و خراسان ، پنج كس بودند كه اكابر علما ، ايشان را خمسه متحيره نام نهاده بودند . اول ايشان خدمت مولانا عبد الرحمان جامى « 5 » ؛ دوم ايشان مولانا داود حصارى ؛ سيوم ايشان مولانا شيخ حسين محتسب ؛ چهارم ايشان مولانا شمس الدين بحرآبادى ؛ پنجم ايشان مولانا برهان الدين بوده . و « 6 » در آن اوان هميشه متعشق به صورت مجازى بودند ، هرگز از اين خالى نمىبودند و ديوان اول ايشان اكثر در آن زمان واقع شده است . در واقع از ديوان اول ايشان اين معنى را به ذوق مىتوان يافت و خدمت مولانا سعد الدين دايم در گذر بادغيس كه در پهلوى مسجد ملكان است ، در اين مسجد درى است كه آن را منسوب به آن گذر كرده در بادغيسك مىگويند ، مىنشستند و اكثر خدمت مولانا را ممّر ، آن گذر بوده ، بعضى معتقدان « 7 » خدمت مولانا سعد الدين سبب نشستن ايشان را در آن گذر پرسيدند . خدمت

--> ( 1 ) . نت : آمده‌ايم . ( 2 ) . نت : تحمل . ( 3 ) . نت : بودند . ( 4 ) . نت : + ميرزا . ( 5 ) . نب : - جامى . ( 6 ) . نت : - و . ( 7 ) . نت : بود يا بعضى منعقدان .