ميرزا محمد حيدر دوغلات
287
تاريخ رشيدى ( فارسي )
آنجا در بنهى « 1 » خزيدند تا شب از غايت گذشت . هر اسب را كه به علف مىگذاشتند ، ايشان مىربودند تا آنكه قريب به آخر شب شبيخون آوردند . « 2 » هيچ اسب نمانده بود 78 ، مگر چند اسب فربه كه به علت خنك كردن بازداشته بودند . همان اسبان را زين كرده مردان تمام و از ضعفا « 3 » حرم خان و دوسهء ديگر كه شوهران ايشان اسب يافتند سوار ساخته روان كردند . اسب خان را زين كرده پيش آوردند . تا اين فرصت صبح دميد . حال جان بر لب رسيدگان بغايت رسيد و هر چه از اهل و عيال آن جماعت بود به غير آن دو سه ضعيفه مذكور تمام به دست غنيم افتاد و هيچكس را با هم فرصت وداع و خير باد نشد و داغ حرمان ابدى در ناصيه ازمان ايشان ماند و ديگر هرگز يكديگر را نديدند . اما آنچه فرار نمودند ، ضعفا را از زن و مرد و اسب ، پيش پيش روان كردند . خان و هر كس كه تهور و مردانگى و قوت داشت عقب ايشان روان شدند و غنيم لئيم سر در پى ايشان نهاده بود ، تشدد را شعار ساخته تركش « 4 » اسب جنيبت در پهلوى عزيمت خود گرفته به جدّ هرچه تمامتر تعاقب نمودند . هرگاه كه نزديك رسيدندى « 5 » ، خان با چند نفر برگشته بر ايشان حمله « 6 » به تير بردى و ايشان را بازداشتى تا آنكه جمعيت ايشان از عقب رسيدى ، باز عنان قرار را رها دادندى تا به مردم پيش نزديك رسيدندى و همچنين جنگ در گريز . چون كمان روى را بر جانب ياران و پشت را بر روى دشمنان كرده تير مىزدند ، از وقت مذكور « 7 » تا نماز خفتن اين رنگ « 8 » بود و شبيخون در موضعى كه در جولكاى اوتموق ، انكغون « 9 » ارچه « 10 » مىگفتند واقع بود تا نماز خفتن با كومله « 11 » قاجاور 79 را رسيده بود . ( 116 پ ) مسافت اين به رفتار وسط ، پنج روزه راه است . ضعفا را از زن و مرد ، در حين فوار و اضطرار در بيغولهها و جنگلها مىانداختند و ايشان خود را به هر چه مصلحت وقت مىدانستند مخفى مىساختند . به غير منكوحه خان ، ديگر آن دو سه ضعيفه و چند مرد كه مانده بودند از آن
--> ( 1 ) . نت : تنها / نگ : نهانگاه . ( 2 ) . نگ : + در اردودگاه . ( 3 ) . نت : + و / نگ : + برخى از زنان . ( 4 ) . نت : هر كس . ( 5 ) . نت : رسيدند . ( 6 ) . نت : جمله . ( 7 ) . نت : مذكوره . ( 8 ) . نت : جنگ . ( 9 ) . نگ : موضعى كه در صحارى اوتلوق كه انكغون . ( 10 ) . نت : از چه . ( 11 ) . نت : كولمه .