ميرزا محمد حيدر دوغلات
266
تاريخ رشيدى ( فارسي )
در آمدن تنبل كه مذكور ( 105 پ ) شده است ، جهانگير ميرزا را كه برادر خرد « 1 » پادشاه بود به اتفاق جمعى ديگر از امرا به پادشاهى نشاندند . و قاضى اندجان كه بغايت متورع و متقى بوده در تمشيت امور پادشاهت ، به پادشاه مساعى جميله به ظهور مىرسانيد ، بىگناه كشتند . پيش از شهيد ساختن قاضى - رحمه اللّه - اندك زمانى قلعه اندجان را دولتخواهان پادشاه محكم ساخته بودند و عرضه داشتها به مبالغه ارسال نموده كه اگر به زودى به فرياد نرسند ، مهم اندجان كه در هم شود ، ظاهر است كه مهم سمرقند نيز بر هم خواهد خورد . چون عرضه داشتها به پادشاه رسيد ، سمرقند را گذاشته متوجه اندجان شدند . به خجند كه رسيدند خبر يافتند كه ايشان مهم خود ساختهاند . پادشاه از اينجا رانده و از آنجا مانده متحيروار ماند و التجا به طغاى 49 خودش كه سلطان محمود خان است برد . والده [ و والدهء ] « 2 » والدهاش كه ايسان « 3 » دولت بيگم است ، پيش فرزند و خواهر كه والدهء بنده است آمدند . به اين مناسبت پادشاه نيز در ولايت ما مىبود . به آنچه ممكن بود در مراعات مهمانان عزيز كوشيدند و پادشاه بار ديگر به مشقت هر چه تمامتر بعد از ظفر و هزيمت بسيار ، متصرف سمرقند شد . در كش و فرخش محافظت سمرقند ، محاربات با مدعيان سمرقند كردند و ظفر و هزيمت مىيافت آخر الامر كار به محاصره كشيد . چون طاقت طاق شد ، به شاهى بيگ خان ، خواهر خود ، خانزاده بيگم كه « 4 » سابقا ذكر يافته به او داده « 5 » به طريق صلح بدر آمد و سمرقند ديگر به شاهى بيگ خان قرار يافت و تفصيل اين مجمل تطويل هرچه تمامتر دارد . « 6 » بالجمله ، پادشاه پيش طغاييان خود آمد . خاطر را از مهم سمرقند پرداخت و سعى اندجان « 7 » پيش گرفت . خانان نيز كمر اجتهاد را در ميان مهر پدرى « 8 » بسته در مهم اندجان كه به پادشاه گرفته دهند ، مساعى مجهوده به ظهور رسانيدهاند . آخرش آن شد كه ( 106 ر ) ذكر يافت . در محاربه « 9 » آخر كه خانان « 10 » به
--> ( 1 ) . نب ، نت : خورد . ( 2 ) . نب : - و والده . ( 3 ) . نت : ايشان . ( 4 ) . نت : + سمرقند . ( 5 ) . نت : داد . ( 6 ) . نت : + و . ( 7 ) . نب : انديجان . ( 8 ) . نب : بدوى . ( 9 ) . نت : ذكر يافته در صحاريه . ( 10 ) . نت : جانان .