ميرزا محمد حيدر دوغلات

255

تاريخ رشيدى ( فارسي )

حسين ميرزا حاكم بوده محاصره فرمود . آن زمستان را به محاصره بلخ گذرانيد . هرچند كه مردم خراسان ميدان كشيدند نتوانستند كه به سروى آمده بلخ را خلاصى دهند . آن زمستان خسرو شاه و مردم خراسان را در ميزان امتحان سنجيد و دانست كه هيچ كدام همسنگ وى نيستند . اما چون شاهى بيگ خان به محاصره بلخ مشغول شد و زياده تعرضى به خسرو شاه نرسانيد ، باز مردم خسرو شاه جمعيتى كردند و به هم برآمدند . فى الجمله آبى بر روى كار وى دويد و متواتر رسولان پيش شاهى بيگ خان فرستاده به هر چه مصلحت وقت دانست ، سخنان « 1 » فرستاد . وى نيز هر چه مىخواست به سخن و غيره مقابله فرمود . چون خسرو شاه را آن « 2 » زمستان فى الجمله جمعيت خاطرى دست داد ، « 3 » خبر قابرتكين « 4 » را يافت كه برف عظيم افتاد و هيچكس را مجال حركت نمانده و بيست « 5 » هزار كس همراه برادر خود « 6 » مير ولى 32 كرده ايلغار فرمود . و ايشان را خاطر از طرف وى ايمن بود . هر كس به جاى خود ، دور و نزديك نشسته بودند . خبر لشكر يافتند . فى الحال آنچه توانستند « 7 » جمع شدند . قريب پانصد كس جمع شدند « 8 » و راه گرفتند . برف به مثابهء بود كه هر كس از راه نمىتوانست تجاوز كرد . از هر دو جانب پياده شده به جنگ مشغول شدند و از وقت صبح تا شام جنگ شد ، آخر الامر در اين مردم تير نماند زيرا كه از هر دو جانب هر تير كه ( 100 پ ) مىانداختند در برف مىرفت و خصم بسيار بود . به نوبت آمده جنگ مىكردند . هر خيلى را كه تير تمام مىشد خيل ديگر مىآمدند و جنگ مىكردند و از اين طرف يك خيل بودند و تير تمام شد و در نماز شام هزيمت نمودند . در آن جنگ از امراء پدرم ، باغ باسار « 9 » اوغلان و خوش راى كوكلداش و چند تن ديگر به زخم تير رفتند و پدرم به شش كس بدر رفت طرف كوه‌هاى ولايت فرغانه كه بر جانب شرق آن ولايت واقع است در ميانه كاشغر و

--> ( 1 ) . نت : - فرستاده به هر . . . سخنان . ( 2 ) . نت : شاه ران . ( 3 ) . نت : خاطر مىداشت و او خبر . ( 4 ) . نت : قاركمين / نگ : قراتكين . ( 5 ) . نت : نماند دست هزار . ( 6 ) . نت : - خود . ( 7 ) . نت : نوشتند . ( 8 ) . نت : - قريب پانصد . . . شدند . ( 9 ) . نگ : ياسار .