ميرزا محمد حيدر دوغلات
223
تاريخ رشيدى ( فارسي )
خوانند ( لغتنامه ) . ( م ) ( 303 ) . شيرخواره . ( م ) ( 304 ) . قرائت اين نام نه تنها در تاريخ رشيدى ، بلكه در تواريخ آسيايى نيز موجب اختلاف متعددى شده و اغلب به صورت بنىكند ، ينىكند ، بتىكند ، ايتىكند و غيره ترجمه گرديده است . اما ميرزا حيدر در صفحات بعدى ( ص 276 ) معادل فارسى آن را هفتده آورده و اين امر اختلاف را رفع مىكند زيرا هفت ده ، به تركى ترجمه شده و به صورت يتىكند درآمده است . بنابراين هرجا كه نام مذكور آمده ، از همين شكل اخير پيروى شده است . به گفته وى ، اين ناحيه در حدود اندجان واقع بوده ، اما در اين صورت شايد منظور وى از به كار بردن كلمه اندجان ، شموليت آن بر تمام ولايت فرغانه - در حقيقت معادلى براى فرغانه - بوده است . در برخى نقشههاى جديد ، ناحيهاى موسوم به ايتىكند يا ايتىكنت در شمال سيحون و در ميان شهر خوقند كنونى و تاشكند نشان داده شده ؛ اما به نظر مىرسد كه اين ناحيه مىتواند نمودار يتىكند سده پانزدهم بوده باشد . ناحيه مذكور بايد در شمال غربى حدود فرغانه واقع بوده و منتهى اليه مرز غربى مغولستان را تشكيل داده باشد . ( ر . ك : ص 716 ، پىنوشت شماره 62 . ) ( 305 ) . 862 ( م ) . ( 306 ) . 866 ( م ) . ( 307 ) . 869 . ( 308 ) . خله : ( يا خله ) ؛ دردى كه ناگاه در پهلو و مفاصل به هم رسد . ( فرهنگ فارسى معين ) ( م ) ( 309 ) . 873 ( م ) . ( 310 ) . « خوك مرد » - 870 . در ترجمهء انگليسى ، « او » را هم به عبارت مذكور متصل ساخته كه در اين صورت ، جمله به صورت « او خوك مرد » در خواهد آمد و مساوى با 877 خواهد بود . ( م ) ( 311 ) . جاليش يا چاليش - قراشهر فعلى . ( 312 ) . منظور اين است كه در آقسو ، على رغم كوچكى آن ناحيه ، زندگى شهر در آنجا جارى است ، در حالى كه مغولستان مناسب زندگانى چادرنشينى است . ( 313 ) . اين عبارت تا حدودى مبهم است . كلمه ويرانى به معنى ، خرابى ، دمار يا اخراج بوده باشد و ظاهرا اشارهاى است به فرار برادران به داخل ختاى يا قلمرو چينىها . اما به عقيده من ، تواريخ ارائه شده از سوى مؤلف نشان مىدهد كه برخورد ميان آنها و اماسانجى و فرار گروه اخير به مغولستان ، حوادثى هستند كه وى هنگام صحبت از آنان ، كلمه ويرانى را به كار مىبرد . اگر اين تصور صحيح باشد ، ميان آن حوادث رفتن برادران به قلمرو چين ، يك دوره سى و هشت ساله فاصله مىافتد يعنى تقريبا از 873 ( 9 - 1468 ) تا سال 910 ( 5 - 1504 ) . اين حوادث ، در ترجمههاى موجود از تواريخ چينىهاى دوران سلسله مينگ كه در laveidem sehcraeser ، اثر دكتر برتشنيدر منتشر شده ، قابل پىگيرى نيست . ( 314 ) . شايد قراسنگر توقاى نقشههاى جديد . ( ر . ك : نقشهء ضميمه ) [ چنان كه مذكور شد در نسخهء مورد استفادهء ما كه چاپ 1991 دهلى است ، نقشهء ضميمهاى وجود ندارد . ( م ) ] ( 315 ) . ابو الخير در 874 هجرى يا 70 - 1469 ميلادى درگذشت . ( ر . ك : هاروث ، 2 ، ص 690 ، اما در آنجا سال ميلادى اشتباها 1489 چاپ شده است . ) ( 316 ) . نام بروج اوغلان همانطورى كه هاورث خاطرنشان ساخته در فهرست پسران ابو الخير نيامده است . پسر بزرگ وى شاه بداغ سلطان ، پدر شاهى بيگ مشهور يا شيبانى خان بود ؛ و سر هاورث عقيده داشته كه بروج نام ديگر شاه بداغ است و بس . شايد بروج ، لقب يا نام دومى براى چند تن از رؤساى اوزبك ابو الخيرى بوده