ميرزا محمد حيدر دوغلات
221
تاريخ رشيدى ( فارسي )
مقدسى نويسنده عرب ( به گفته اسپرينگر ) طراز را در فهرست شهرهايى قرار داده كه به ولايت اسفيجاب كه نام قديمى سيرام در نزديكى چيمكنت بوده ، تعلق داشتهاند . استخرى و ادريسى ( به گفته همان مؤلف ) فاصله سمرقند تا طراز را به ترتيب بيست و سه منزل ذكر كردهاند . ابن خردادبه ، آن را پنج منزل ( بيست و شش فرسخى ) از اسفيجاب دانسته ، در حالى كه عربشاه ( در منبع برتشنيدر ) فاصه آن را از سيرام چهار روز ( كه با نظر خردادبه نسبتا نزديك است ) مىداند و فاصله آن را از سمرقند فقط پانزده منزل ذكر مىكند . اين فواصل به استثناى آخرى ، براى موقعيت شهرى در كنار طراز ، مناسب است . به عقيده من كلا به دلايل بيشترى نياز نيست تا نشان داده شود كه ( 1 ) مسكى يا ماسيكى صرفا قرائت نادرستى است از يانگى ؛ و ( 2 ) ينگى و طراز يكى بوده و هر دو نام يك محل ، و در محل اوليا آتاى فعلى يا در اطراف آن قرار داشته - با وجود اين چند شهر ديگر به نام ينگى در آسياى مركزى موجود بوده است . يا شايد بتوان افزود كه دواوزاك ) cazeva'd ( نامهاى مختلف عجيبى از ينگىكند يا ينگىكنت ، به نقل از منابع قديمى ارائه كرده - يعنى ايانكين ، ايانهكين ، ساكين ، ساركيت و غيره . ( ر . ك : بابرنامه ، ص 1 ، 11 ، 12 ، 101 ، 102 ؛ تاريخ هند ، ارسكين ، 1 ، ص 47 ؛ ختاى ، يول ، ص 187 ؛ شويلر ، 1 ، ص 404 ، و 2 ، صص 121 - 120 ؛ برتشنيدر ، 2 ، ص 252 ؛ اسپرينگر ، ص 19 ، 22 ، 23 ؛ كاترمر ، rtxe te . ton ، 13 ، ص 26 ، 224 ؛ دو اوزاك segayov ed liuecer ، 4 ، ص 505 و 513 ؛ صادق اسپهانى ، ص 56 ؛ هاورث ، 2 ، ص 286 و بعد از آن ؛ ثوننليه ، فرهنگ جغرافيايى ، ص 45 به بعد . ) ( 288 ) . سلطان ابو سعيد ميرزا نوه امير تيمور و جد بابر بود . وى از 1415 تا 1468 فرمانرواى ماوراء النهر بود و در زمان مورد بحث در متن ( 863 هجرى يا 1459 ) خراسان و بلخ را نيز فتح كرده بود . شايد او نيرومندترين رئيس حاكم در آسياى مركزى بود و هرات پايتخت او به سبب مؤسسات ، آثار معمارى و مردان فرهيخته ، شهرت داشت . ( 289 ) . در ترجمهء انگليسى ، اين عبارت « در ارك ميرزا على كوچك ماند » را ترجمه نكرده و چنين توضيح داده : ( م ) در اينجا يك عبارت شش كلمهاى نامفهوم حذف شده . - راس . ( 290 ) . در ترجمهء انگليسى چنين آورده : « تا اين زمان در كاشغر ، اولاد آن اسيران جنگى هستند و آنان مغول مىباشند » ، و اين توضيح را افزوده است : ( م ) اين ترجمه تحت الفظى است . شايد معنى آن همچنانكه ارسكين در مقدمه تاريخ هند ( ص 48 ) بر آن تأكيد دارد ، « و آنان مغول كامل شدهاند » باشند . ( 291 ) . اين دقيقا همان مشكلى است كه تيمور در برخورد با مغولهاى تحت رهبرى قمر الدين ، آن را تجربه كرد . شيوههاى سنتى آنها ، همان طورى كه در اينجا تشريح شده ، ظاهرا تنها چيزى بوده كه ايشان را در مقابل همسايگان غربى ، قدرتمند ساخته بود . ( 292 ) . اين نام ، جود قوزى باشى نيز خوانده مىشود [ در ترجمه انگليسى ، « جود » را در متن حذف كرده ( م ) ] محل آن در نقشههاى جديد قابل رديابى نيست . ( 293 ) . اين روايت مختصر ، ارزشمند مىباشد . زيرا نه فقط بيانگر چگونگى تشكيل اين قبيله است ، بلكه حاكى از آن است كه چگونه ممكن است قبيله جديدى با نام جديدى ، از شرايط محض محل و حوادث گذشته سود جسته و شكل بگيرد . در مورد برخى اظهارات راجع به اين رويداد خاص و عبارات پيرو آن ، ر . ك : ص 736 ، پىنوشت شمارهء 299 ، و هاورث ، 2 ، ص 6 . ( 294 ) . ايسان بوغا از 832 تا 866 هجرى ( يا 62 - 1429 ميلادى ) سلطنت كرد . تاريخ سلطنت رشيد از پايان 939 هجرى يا 1533 آغاز و تا 973 هجرى ، 6 - 1565 ميلادى ادامه يافت ؛ اما انتقال قزاقها در اوايل سالهاى