ميرزا محمد حيدر دوغلات
217
تاريخ رشيدى ( فارسي )
اين تواريخها را با هم مقايسه كنيم . ( 260 ) . به نوشته نسخه خطى تركى ، « متعصب . » - راس . ( 261 ) . نسخه نت حدود چهار صفحه از اينجا افتادگى دارد . ( م ) ( 262 ) . رويمال : دستمال و رومال و پارچهاى كه بدان دست و روى را پاك و خشك كنند ( لغتنامه ) ( م ) . ( 263 ) . احتمالا « طايفه جادوگران » يا چيزى معادل آن . در حقيقت از فرقههاى سرى يا اعضاى آن ، مانند بابىها در ايران ، با عنوان « آن طايفه » ، « اين قبيله » و غيره سخن گفته مىشود . [ ظاهرا مصحح انگليسى دچار اشتباه شده ، منظور « از اين طايفه » ، به احتمال زياد ، طايفه عرفا و متصوفه است ، نه گروههاى سرى مانند بابيه . ( م ) ] ( 264 ) . در برخى از نسخ خطى مىتوان اين نام را جو خواند ، اما اگر به جاى يك نقطه ، سه نقطه در زير حرف اولى قرار گيرد ، مىتواند آن را به چو تغيير دهد كه نام رودخانهايست كه از طريق بخش غربى مغولستان جريان مىيابد و احتمالا در دوره مذكور ، شهر يا « اولى » به همين نام در كنارههاى رودخانه وجود داشته است . به هر دليلى مىتوان باور داشت كه در حدود دوره مورد نظر ، « اول » هاى بزرگ و خرابههاى شهرهاى باستانى در دور و نزديك چو بسيار بوده است ، اما احتمالا شهرهايى كه به معنى دقيق كلمه شهر واقعى نبودهاند . در هر حال نويسندگان شرقى كلمه « شهر » يا « ولايت » را معمولا اشتباهى به كار بردهاند . ( 265 ) . توره چنان كه قبلا ديدهايم نام ديگر يا ساق ، يا يازاى [ ياسا ] چنگيز خانى است . ( 266 ) . ترجمه انگليسى چنين آورده : آمدهام هنوز روضه مطهره رسول خداى را - صلّى اللّه عليه و سلّم - طواف نكردهام : و راه بازگشت بسيار طولانى است . ( م ) ( 267 ) . قلاووز : بر وزن قبادوز ، سوارانى را گويند كه به جهت محافظت لشكر در بيرون لشكر مىباشند ؛ و به تخفيف واو هم آمده است كه بر وزن تجاوز باشد ؛ و با راى بىنقطه هم گفتهاند و گويند تركى است . قلاوز - قلوز - قلووز - قلابوز ( تركى به كسر قاف ) مقدمه لشكر و راهبر . ( برهان قاطع ) ( م ) . ( 268 ) . سورهء يس : 81 . ( 269 ) . شايد به عبارت بهتر ، حصار يا باغ خان . ( 270 ) . اين نام معمولا سيورغاتميش واقع مىشود . تاريخ حكومت اسمى از او 1369 تا 1388 و مال محمود از 1388 تا 1398 است . ( ر . ك : سر لين پول در طبقات سلاطين اسلام ، ص 268 . ) هر دو آنها دست نشانه تيمور بوده و آنچه ميرزا حيدر درباره آنان به طور خلاصه در اينجا آورده نشان مىدهد كه رفتار امير بزرگ با آنها چگونه بوده است . ( 271 ) . يا يقابولونگ ؛ اما نسخه خطى تركى ذكرى از محل به ميان نياورده . در نقشه ريته و اوئتزل ، دو رودخانه به نام بقبولان در مغولستان ديده مىشود اما هيچ يك از آنها نزديك ايسيغ گول نيست . يكى به فاصله كوتاهى از شمال غرب درياچه و ديگرى از شعبات سفلاى چو مىباشد . نام قرابولون در ساحل شرقى درياچه موجود است و هرچند كه كلمه موجود در متن به بقبولان كمتر شباهت دارد اما مىتواند نمايانگر محلى باشد كه مؤلف نام برده است . ( 272 ) . نسخهء نت تا اينجا افتادگى داشت . ( م ) ( 273 ) . شايد منظور اين بوده كه « به كمك او شتافت . » ( 274 ) . مغافصه : ناگهانى ، غافلگيرانه . ( م ) ( 275 ) . ويرانى ايرازان در ميان مغولها ، ظاهرا حادثهاى بوده كه خاطره ديرپايى داشته است . شايد معنى كلمه ، [ ويرانى ] هلاكت ، دمار ، يا آفت ، همچنين اخراج ، پراكندگى و غير بوده باشد . در حقيقت بخش مورد تصرف ايرازان بارين ، ويران گرديده و مردمش بيرون رانده شدند ، اما فاجعه اصلى ، عموما متوجه قبيله مغول و