ميرزا محمد حيدر دوغلات

218

تاريخ رشيدى ( فارسي )

شايد خصوصا متوجه رؤساى آنها گشت و تعدادى از ايشان قتل عام شدند . بابر در بابرنامه ، ذكرى از آن به ميان آورده است . به گفتهء او ، وقتى اين دو نفر ، خان جوان را به سمرقند مىبردند ، سه يا چهار هزار خاندان ، همراه ايرازان و ميراك بودند . الغ بيگ با طرز تلقى ناخوشايندى نسبت به آنان ، برخى از ايشان را زندانى كرد و بقيه را در تمام جهات پراكنده ساخت : « به طورى كه ، پراكندگى ايرازان ، در ميان مغول‌ها به مبدأ يك دوره تبديل شده است . » ( بابرنامه ، ص 11 . ) ( 276 ) . معميات : معماها . ( م ) ( 277 ) . يعنى اين تغيير حاكم ، فايده‌اى براى امور دولت نداشت . ( 278 ) . [ در ترجمه انگليسى چنين آورده ، « برلاس را به امير تقديم كردند » و اين توضيح را بدان افزوده است : ( م ) ] به طور تحت اللفظى ، استقبال - يعنى هديه‌اى كه از طرف كسانى كه براى ملاقات و خوش‌آمدگويى به شخص مهمى خارج مىشوند ، به وى تقديم مىگردد . - راس . ( 279 ) . قونالغه : ظاهرا به معنى مهمانى دادن و تهيه غذاى همراهان است . ( م ) ( 280 ) . قرايات : جمع قريه . ( م ) ( 281 ) . بدون ترديد ، ارتوش ، يا آلتون ارتوش است در دامنه‌هاى تپه‌هاى نزديك شمال كاشغر كه تفريحگاه مطلوب تابستانى براى مردم شهر است . ( 282 ) . ممكّن : پابرجا و ثابت و استوار . ( م ) ( 283 ) . ظاهرا اين بدان معنى است كه قوى سوى [ سوم ( م ) ] نام جزيره‌اى بوده است . در حال حاضر در ايسيغ‌گول جزيره‌اى وجود ندارد . اما نام قوى سوى را در برخى از نقشه‌ها در زمره رودخانه‌هاى كوچكى كه به منتهى اليه شرق درياچه مىرسند ، مىتوان پيدا كرد . به گفته كستنكو ، علىرغم فقدان جزاير ، تپه‌هاى زيرآبى در درياچه بسيار است و به هر دليلى مىتوان باور داشت كه سطح درياچه در ازمنه‌هاى تاريخى تغييراتى داشته است ، احتمالا چهارصد سال پيش برخى از اين تپه‌ها ، بالاتر از سطح درياچه بوده‌اند . وى درباره پايين رفتن سطح درياچه ، شواهدى ارائه كرده و در يك مورد با اشاره به ادوار زمين‌شناسى ، به نقل از قرقيزهاى محلى مىگويد كه آب « در ده سال اخير » به طور متفاوتى فروكش كرده است . آقاى شويلر گزارش خوبى از درياچه ارائه كرده و به نتيجه متفاوتى دست يافته است . وى مىنويسد : « درياچه ايسيغ‌گول كه مجموع وسيعى از آب است ، با 120 مايل درازا و 33 مايل پهنا ، در حال حاضر مخرجى ندارد . اما سواحل آن ، بىشبهه از بالا آمدن‌ها و فروكش كردن‌هاى متعدد آب است . » وى تصديق مىكند كه احتمالا « زمانى » آب به كوه‌پايه‌هايى كه در حال حاضر صد پا از سطح آن بالاترند مىرسيده است ، اما ( در جاى ديگر ) مىافزايد : « در حقيقت ويرانه‌هايى در زير آب مشاهده مىگردد كه ظاهرا حاكى از فرورفتن محل ، يا بالا آمدن درياچه نسبت به سطح قبلى آن است . » وى اظهار مىدارد كه « در بخشى از درياچه و در بخشى از ويرانه‌ها در نتيجه شخم زدن زمين ، سفال‌هاى خشتى مشكّلى به دست آمده كه برخى از آنها ساده و سرخ و برخى پوشيده از لعاب آبى است . هنوز مىتوان بقاياى شهرهاى فرورفته را در محلى در شمال درياچه موسوم به قوروى ساروى و در نقطه ديگر در منتهى اليه شرقى ، در عمق چندپايى آب مشاهده كرد . اشياء متعددى در اينجا پيدا شده كه بعضى از آنها را امواج بيرون انداخته و بعضىها را هنگام جستجو در آب به دست آورده‌اند ، و بيشتر اينها كوزه‌هاى شكسته و تكه‌هايى از ظروف فلزى است . » وى از كشف دو قورى مسى مزين ، چراغى با نوشته‌اى با الفباى مجهول و غيره سخنى مىگويد و مىافزايد : « اگر چه اين ويرانه‌ها با دقت مورد بررسى قرار نگرفته ، اما ژنرال كولپا كوفسكى ) yksfokaplok ( ، با آزمايش برخى از آنها ، مىگويد كه در ميان دهانه‌هاى رودخانه‌هاى دوم و سوم قوى سو ، به فاصله هفت پاى از ساحل و در عمق سه‌پايى ، نشانه‌هايى از آجرهاى ديوار قابل