ميرزا محمد حيدر دوغلات
215
تاريخ رشيدى ( فارسي )
بيل در tcid . hparyoib latneiro ، 1881 ، ص 276 ؛ و دوهربلو ) tolebreh'd ( در latneiro eq ehtoihib ) . ( 235 ) . شيرعلى اوغلان احتمالا خان نبوده . ارسكين و برخى ديگر از نويسندگان او را شيرقلى ناميدهاند . اما مستنسخين فارسى به سادگى مىتوانند على و قلى را به جاى يكديگر بنويسند . ( ر . ك : جدول شجرهنامه ضميمه اين جلد . ) ( 236 ) . سيد على چنانچه مؤلف در جاى ديگرى اشاره كرده ، جد اعلى مؤلف بود . ( ر . ك : جدول شجرهنامه دوغلاتها در بخش دوم مقدمه . ) ( 237 ) . عجيب است كه نام اين خان ، گاهى امير سيد احمد و در جاهاى ديگر ، در چندين سطر ، سيد احمد ميرزا نوشته مىشود . به هر حال متون از مقام آنان پيروى كردهاند . ( 238 ) . اشاره به قامت راست - مانند حرف الف - او . ( 239 ) . معنى گوشهكا ( يا كوشهكا ، گوشهگا ) را در فرهنگها نيافتم . در ترجمه انگليسى آن را « اظهار خوشحالى » معنى كرده است . ( م ) ( 240 ) . به حساب قد و غيره . ( 241 ) . محافه . ( مأخوذ از تازى محفه ) چيزى است مانند هودج كه زنان در آن سوار شوند . محفه : هودج مانند ، تخت روان ، كجاوه . ( لغتنامه ) ( م ) . ( 242 ) . اين نام در متون فارسى طورى نوشته شده كه مىتوان آن را ينگى ، ينكى ، نيكى يا حتى مسكى خواند . به احتمال زياد منظور از آن يانگى است ، اگرچه كلمه بدون الف نوشته شده است . از سوى ديگر به گفتهء مؤلف ، ينگى نام ديگر طراز است و نويسندگان ديگر نيز همين عقيده را دارند ( ر . ك : به ص 219 ، پىنوشت شمارهء 287 ) به نظر من بهتر است فرض كنيم كه آوردن ينگى در اينجا ، صرفا يك اشتباه نظرى - حذف اشتباهى يك الف - است . موقعيت طراز باستانى يا طالاس تا حدودى مورد بحث واقع شده و چندين نويسنده به اين نظريه رسيدهاند كه طراز در محل قديم سير قرار گرفته و صرفا نام ديگر شهر تركستان يا اترار است . اما بررسىهاى جديد ، غيرمنطقى بودن اين نظريات را به اثبات رسانيده ، زيرا طراز بر كنارههاى رودخانه طالاس يا پيوسته به آن قرار گرفته كه ديگر اعتراض معقولى بر آن وارد نيست . نام رودخانه و شهر عملا يكى است ؛ و به نظر مىرسد دليلى براى پاسخگويى به آقاى شويلر كه نتيجه گرفته طراز باستانى احتمالا در مجاورت محل فعلى شهر اوليا آتا واقع بوده ، وجود ندارد . وى از خرابههاى طالاس در ده مايلى بخش سفلاى اوليا آتا سخن مىگويد كه بوميان آن را تيوم كنت ( تومىكند ؟ ) مىخوانند و معتقد است كه در صورت بررسى شايد بتوان ثابت كرد كه اينها خرابههاى طراز هستند . سر هاورث ، دكتر برتشنيدر ، و كاپيتان ولى خانف همان عقيده آقاى شويلر را دارند . ( ر . ك : هاورث ، 2 ، ص 286 ؛ شويلر ، 2 ، صص 121 - 120 ؛ برتشنيدر ، 1 ، صص 19 - 18 و 228 ؛ ولى خانف در aisa . c ni naissur ( روسها در آسياى مركزى ) ، ص 104 ) . ( 243 ) . يا شايد ملكات آتا . [ در متن انگليسى « مملكت » آورده و در اينجا عبارت مذكور را بدان افزوده است . لازم به يادآورى است كه در نسخه نب ، آتا بدون نقطه است و در نسخه نت ، ابا آمده است . ( م ) ] . ( 244 ) . گاوزن : گوزن ( فرهنگ فارسى معين ) ( م ) . ( 245 ) . نسخه خطى تركى ، دولت سلطان بيگم آورده است . ( 246 ) . آبكند : جايى كه رود يا سيل و جزء آن برده باشد و گود كرده باشد به درازا . ( لغتنامه ) ( م ) . ( 247 ) . سر زده معمولا به معنى « بىتربيتى » است . اما در اينجا ظاهرا به معنى تحت اللفظى « با سر خميده » به كار رفته است . - راس .