ميرزا محمد حيدر دوغلات

208

تاريخ رشيدى ( فارسي )

( 154 ) . ياسنگريغاج . ( 155 ) . اين اسم را شايد بتوان به گفته پتى : آدون گونزى خواند . من نمىتوانم اين محل را شناسايى كنم . ( 156 ) . نسخه نت در اينجا حدود پنج صفحه افتادگى دارد ( م ) . ( 157 ) . به گفته پتى دلاكروا ، سراى ملك خانيم ، همسر كلان تيمور و مادر شاهرخ ميرزا بود . ( تاريخ تيمور بيگ ) ) ceb rumit ( ، 1 ، ص 225 ) . ( 158 ) . 776 ( م ) . ( 159 ) . خرگوش ( م ) . ( 160 ) . ياگوگ تپه : « تپه سبز » [ در ترجمهء تحت اللفظى ، « تپه آبى » است . معمولا در تركى ، رنگ چمن و گياهان را با كلمه گوگ به معنى آبى ، توصيف مىكنند كه مراد همان رنگ سبز است ( م ) ] . ( 161 ) . در نسخه تركى ارشال اتار آمده . [ در ترجمه انگليسى به جاى ارجش‌لار ، « بركه غوريان » آورده ( م ) ] من اين اسم را در نقشه‌ها پيدا نمىكنم ، اما با توجه به موقعيت احتمالى لشكر جته ، احتمال دارد كه اوتار كه در حدود چهل مايلى غرب و شمال غرب كستك واقع شده ، نماينده ارشال اتار بوده باشد . ( 162 ) . كورن : رومه و گله ( لغت‌نامه ) ( م ) . ( 163 ) . آقاى ناليوكين ) enikvilan . p . v ( با اشاره به روستاى « بايتوق » در اندجان از توابع فرغانه ، مىگويد كه نام باستانى آن « پايتوق » بوده است ) dnakohk ed tanahk ud . tsih ( ( تاريخ خانات خوقند ) ، ص 14 ) . ( 164 ) . احتمالا از اين دو محل ، اولى بايد نماينده اوش در نزديكى مرزهاى شرقى فرغانه بوده باشد ، اما من جايى را به نام فرمان در اين ناحيه نمىشناسم . دكتر بللو « اوچ برهان يا اوچ تورفان » آورده ؛ اما به نظر مىرسد كه محل اخير بسيار دور تر از شرق باشد و موافق روايت نيست ، در حالى كه اولى از هر لحاظ با كاشغر مطابقت دارد . خود دكتر بللو مىگويد ( كشمير و كاشغر ، ص 309 ) كه محل اوچ برهان در كناره چپ رودخانه تومان قرار گرفته ، در حالى كه كاشغر جديد در ساحل راست رودخانه جاى دارد و پس از ويرانى در سده شانزدهم ، به جاى شهر قديم كه در ساحل چپ قرار داشته ، در ساحل راست ساخته شده است . گويا فرمان به قدرى نزديك كاشغر بوده كه بخشى از شهر را تشكيل مىداده و با نام فرمان مسلما نام كاشغر تداعى مىشده است . مانند قراقسماق كه چسبيده به بخش سفلى است ، احتمالا فرمان نام محلى غيرمسكونى يا اردوگاهى بوده و بايستى در تپه‌هاى شمال غرب كاشغر به دنبال آن گشت . نقشه سورتسف ) ffostreves ( علىرغم توضيحات مفصلش ، اين اسامى را دربر نمىگيرد . ( همچنين در مورد اوچ برخان كه ميرزا حيدر آن را در سه فرسخى يا دوازده مايلى كاشغر قرار مىدهد ، ر . ك : ص 436 متن ) . ( 165 ) . [ در ترجمهء انگليسى « آرپايازى » آورده و چنين توضيح داده : ( م ) ] آرپا و يازى دو رودخانه‌اند كه از همان رشته ارتفاعات نزديك مرزهاى شرقى فرغانه سرچشمه مىگيرند . ( در مورد موقعيت اين گذرگاه ر . ك : نقشه ) [ منظور از نقشه معلوم نيست . ظاهرا در چاپ نخست كتاب ، نقشه هم ضميمه آن بوده است . در نسخه مورد استفاده ما كه در دهلى تجديد چاپ شده ، نقشه‌اى وجود ندارد . ( م ) ] ( 166 ) . سورهء النسّاء : آيه 3 . ( 167 ) . دوحه : درخت بزرگ پرشاخه ، درخت تناور ( فرهنگ فارسى معين ) ( م ) . ( 168 ) . آمودن - بر وزن آسودن : به معنى آراستن - و آراسته شدن - و آميختن - و آميخته شدن - و ساختن و ساخته گردانيدن و پر كردن و مملو ساختن باشد ( برهان قاطع ) ( م ) . ( 169 ) . اياق : لفظ تركى است به معنى پياله شرابخوارى ( لغت‌نامه ) ( م ) .