ميرزا محمد حيدر دوغلات

209

تاريخ رشيدى ( فارسي )

( 170 ) . نسخه نت تا اينجا افتادگى داشت . ( م ) ( 171 ) . نسخه نگ قبل از اوزكند عبارت « و از يازى دابان گذشته » را اضافه كرده و در پاورقى چنين آورده : ( م ) ظاهرا گذرگاه ( دابان ) در ميان رودخانه‌هاى يازى و آرپا كه در يادداشت قبلى به آن اشاره شد . ( 172 ) . سورهء الملك : آيهء 10 . ( 173 ) . سورهء الصّافات : آيهء 142 . ( 174 ) . سورهء سبأ : آيهء 17 . ( 175 ) . 777 . ( 176 ) . خراميدن ( م ) . ( 177 ) . ظاهرا تحريفى است از خراسان ، ايالتى كه در پايان سده پانزدهم تا شرق بلخ و شمال شرقى جيحون امتداد داشته است . [ به احتمال مصحح انگليسى دچار اشتباه شده ، كزروان يا گزروان خود از شهرهاى قديم خراسان است : « كزروان - شهريست بر كوه نهاده ، با نعمت بسيار و هوايى خوش و اندر قديم جاى ملوك گوزگانان آنجا بودى ( حدود العالم ، به كوشش منوچهر ستوده ، ناشر كتابخانه طهورى ، 1362 ، ص 97 ) ( م ) . ] ( 178 ) . اين تحركات معقول به نظر نمىرسد . فاراب يا فارياب يكى از نام‌هاى قديمى اترار در ساحل سيحون بود ، اما فاراب ديگرى نيز در نزديك ساحل آمو يا جيحون ، به طرف جنوب غربى بخارا وجود دارد و اگرچه پتى دلاكروا ) ceb rumit ed . tsih ( تاريخ تيمور بيگ ) ، ج 1 ، صص 261 - 260 ) صريحا اظهار مىدارد كه منظور از فارياب موجود در متن ، همان اترار است ، اما اين ممكن نيست . به هر حال به نظر مىرسد كه فارياب سومى نيز وجود داشته ، زيرا ابوالفداء در مرجع لولاب از « ناحيه كوچكى » به همين نام در پيرامون بلخ سخن مىگويد . عزيزى نيز به نقل از وى اظهار مىدارد فارياب در بيست و دو فرسنگى يا تقريبا هشتاد و هشت مايلى بلخ واقع شده ، اما جهت آن را مشخص نمىسازد . همچنين به گفتهء وى ، ابن حوقل اظهار داشته كه آب اين فارياب از طالقان - جايى كه فاصله چندانى با مرو الرود ندارد - مىآيد ، محل اخير در حدود چهل فرسنگى يا چهار منزلى از شرق مرو شاهجهان قرار گرفته و احتمالا فاصله زيادى با شرق مرغاب ندارد . ظاهرا همين فارياب آخرى ( و لاغير ) است كه در متن مشخص گرديده . اما در هر صورت تعيين مسير حركت قشون پولاد دشوار است ، زيرا آنها نمىتوانسته‌اند از اندخوى ( اندخود ) گذشته به محلى در نزديكى مرغاب ، يا 160 مايلى شرق مرو شاهجهان برسند ( ر . ك : ابوالفدا ، 2 ، ( 2 ) ، صص 196 - 195 و 198 ) تنها نقشه‌اى كه مىدانم اين فارياب را نشان مىدهد از آن جيمز فريزر است كه حل آن را تقريبا در نيمه راه بلخ و مرو الرود تعيين كرده است ( ر . ك : تاريخ نادرشاه ، 1742 . ) ( 179 ) . در ترجمهء انگليسى « فولادتر » خوانده و چنين توضيح داده : ( م ) پولادتر : تجنيسى از كلمه پولاد ، به معنى فولاد . - راس . ( 180 ) . تفسير اين تحريف كه « جته كه عبارت از مغولستان است » و در هر فرصتى به آن پرداخته مىشود ، شايد اظهار نظر ميرزا حيدر بوده باشد ، نه مؤلف ظفرنامه . ( 181 ) . يعنى بلادفاع . - راس . ( 182 ) . در نقشه پتى دلاكروا ( جلد 1 ) ، در نزديكى ساحل جيحون ، كمى بالاتر از خيوه مشخص شده است . ارسكين ازكات به عنوان پايتخت قديم خوارزم نام برده و مىگويد كه در بيست و چهار مايلى هزار اسب ، در طرف سفلى جيحون قرار دارد . ( بابرنامه ، ص 24 ؛ همچنين ر . ك : نقشه اسپرينگز ، شمارهء 3 در : . Post - und - Reiserouten orients ) ( 183 ) . بهترين ياور ( م ) .