ميرزا محمد حيدر دوغلات

125

تاريخ رشيدى ( فارسي )

دفع عمر شيخ ميرزا ، « 1 » داعيه لشكر [ مىنموده ] « 2 » ، عمر شيخ ميرزا « 3 » التجا به خان مىبرد . خان مىآمد و به خان بعضى از ولايت خود را مىداد . سلطان احمد ميرزا از اين جهت تعرض نمىتوانست كرد و چند مرتبه اين صورت برآمد . او در اواخر حال چنان شد كه خان هر زمستان به اندجان مىدرآمد و همه الوس مغول در مغولستان مىماندند و خان با مردمى كه اهل خدمت بودند به اندجان مىدرآمدند و عمر شيخ ميرزا از ولايت خود كه مختار خان بود به خان مىداد ، چون بهار مىشد « 4 » ، خان باز به مغولستان مىبرآمد ، ميرزا با ولايت خود را متصرف مىشد . يكبارگى ميرزا عمر شيخ از جهت توهم برادر كلان ميرزا سلطان احمد ، يونس خان را طلبيد و اخسى را به خان داد . خان در اخسى قشلاق انداخت . چون اين خبر به سلطان احمد ميرزا رسيد ، سلطان احمد ميرزا فسخ تعرض كرد . چون عمر شيخ ميرزا را خاطر از تعرض ميرزا سلطان احمد جمع شد ، بودن خان را در اخسى گران مىداشت ، چه اخسى اعظم بلاد فرغانه بلكه ام البلاد فرغانه است . از اين جهت به خان ياغى شد . در سر پل ( 59 ر ) تكاسگروتكو « 5 » 322 جنگ شده خان هر چند نصيحت كرد به ميرزا سودمند نبود . آخر جنگ در پيوستند . شكست بر جانب « 6 » ميرزا افتاد . ميرزا را گرفته پيش خان مىآوردند ، ميرزا را « 7 » بسته بودند . « 8 » خان برخاست و [ پيش ] « 9 » و از آمده دست ميرزا گشاده « 10 » ، همان لحظه ميرزا انعامات كرده فرستاد ، كه مردم تو ويران نشوند زود برو و من نيز « 11 » متعاقب به خانه تو مىروم . چون عمر شيخ ميرزا به اندجان رفت ، خان الوس مغول را اجازت داد كه به مغولستان برآيند و خود مع كوچ و معدود چند به اندجان رفت . دو ماه در خانه ميرزا عمر شيخ مهمان بود ، هيچ كلفت در ميان نشد . 323 يك بار ديگر خان را ميرزا طلبيده آورد و مرغينان را داد . خان در مرغينان بود كه حضرت قطب دايرهء ارشاد و قبله رشاد مقبول إله خواجه ناصر الدين عبيد اللّه - قدّس

--> ( 1 ) . نب ، نت : + مىشده . ( 2 ) . نب ، نت : - مىنموده . ( 3 ) . نت : + مىشده . ( 4 ) . نت : شد . ( 5 ) . نت : تكاسكووتكو . ( 6 ) . نت : برخاست . ( 7 ) . نت : + بر . ( 8 ) . نت : + و . ( 9 ) . نب : - پيش . ( 10 ) . نت : گشاد . ( 11 ) . نت : + به خانه .