ميرزا محمد حيدر دوغلات
126
تاريخ رشيدى ( فارسي )
سرّه - با مرغينان آمدند كه ميان خان و عمر شيخ ميرزا و سلطان احمد ميرزا آشتى دهد « 1 » . من از ناقلان مقبول القول به تواتر استماع دارم كه حضرت ايشان - قدّس سرّه - چون به نزديك مرغينان رسيدند تمام مغول و خلايق به استقبال ايشان بيرون آمدند . مغولان از غايت تعظيم ، هيچ كس به دريافت ايشان گستاخى نكردهاند . فوج فوج از زن و مرد مىآمدند ، از دور از اسب فرود آمده و اسب خود را جايى بربستهاند و بر سر راه ، روى در خاك مانده ايستادند . حضرت ايشان نزديك رسيدند ، يكى بوده در ميان اصحاب كه ايشان را مىشناخته است ، به حضرت ايشان گفته است كه اين يونس خان است . حضرت ايشان از اسب به سرعت فرو آمده و سر خان را از خاك برداشتهاند و دريافته . بنده از حضرت مخدومى ارشاد پناهى ، مولانا محمد قاضى - عليه الرحمة - استماع دارم كه وقتى حضرت ايشان به « 2 » مرغينان رفتند ، گفتند يونس خان مغول مىشنوديم ، خيال مىكرديم كه مغول باشد ، كوسه « 3 » و وضع و اطوار او مثل ساير اتراك صحراى ، اما چون ( 59 پ ) خان را ديديم « 4 » ، مرد خوش محاوره ، همه ريش ، تاجيك « 5 » 324 چهره ، در غايت تواضع تكلم و محاورات او ، چنان كه در ميان تاجيك « 6 » هم چنان كسى كم بوده باشد . بالجمله بعد از آنكه حضرت ايشان ، خان را ديدند با جميع سلاطين اطراف خط و مكاتبات ارسال داشتند كه ما يونس خان و مغول را ديديم ، توابع چنين پادشاهى را « 7 » برده نمىتوان ساخت . اين مردم از اهل اسلاماند . بعد از آن ديگر در ماوراء النهر و خراسان ، كس برده مغولى نخريده نفروخت . قبل از اين مغول را « 8 » مثل ساير كفره مىفروختند . « 9 » ذكر ايالت محمد حيدر ميرزا در كاشغر بعد از وفات سانيز ميرزا ابن امير سيد على ، محمد حيدر ميرزا ابن امير سيد على در كاشغر به ايالت مشغول شد چنان كه سابقا مذكور شده است . بعد ما كه محمد حيدر ميرزا در كاشغر متمكن شد ، دوست محمد خان مرد ، الوس مغول را يونس خان [ به مغولستان
--> ( 1 ) . نت : دهند . ( 2 ) . نت : در . ( 3 ) . نت : كومه . ( 4 ) . نت : ديدم . ( 5 ) . نب : تاز چك / نت : تا جنگ . ( 6 ) . نت : - در ميان تاجيك . ( 7 ) . نت : - پادشاهى را . ( 8 ) . نت : - را . ( 9 ) . نگ : + فصل چهل و نهم .