ميرزا محمد حيدر دوغلات
104
تاريخ رشيدى ( فارسي )
شروعى برفت . حاصل فحواى روايات آن كه بعد از غالب آمدن بر ابناى جنس متوجه كاشغر شد . هفت هزار كس در ملازمت مير بود . چون به حدود كاشغر رسيدند ، از كاشغر حاجى محمد شايسته با سى هزار سوار و پياده به « 1 » اوچ برخان كه سه فرسخى كاشغر است ، براى مقاتله و مقابله « 2 » برآمدند ، اما در حمله اول مير ، روى در انهزام نهادند . مغول از عقب جغتاى مىرسيد و جغتاى قبل از آنكه مغول دست بر وى نمايد اسلحه را مىانداخت ، به زارى مشغول مىشد « 3 » . از اين جهت ( 49 ر ) اين جنگ را سالاى بيگم نام ماند ، يعنى مير من باندازم و جنگ سالاى بيگم از مشاهير مصافهاى آن حدود است و آن تاريخى گشت . مردم كاشغر اهل فرار به قلعه خزيدند « 4 » . مير در بيرون آنچه يافت به تالان و غارت برد و برگشت . سال ديگر به وقت ارتفاع غلات آمد . كسى بيرون نيارست آمد . حاجى محمد شايسته در قلعه متحصن شده ، بيرون كاشغر را تاخت و يكى از قلاع قصبات كاشغر كه حصن حصين بود آلاكو نام ، آن را محاصره فرمود ، به جنگ گرفت و هر چه بايست كرد و برگشت . خواجه شريف به سمرقند پيش ميرزا الوغ بيگ رفت ، استغاثه برد . در آن ايام كه پيش « 5 » ميرزا رفت « 6 » روزى پرسيد « 7 » كه در كاشغر خران « 8 » مىباشند ؟ خواجه شريف گفت تا به كاشغر جغتاى آمده ، خر « 9 » بسيار پيدا شدهاند . به اين الحاح و لجاج ، خواجه شريف ، پير محمد برلاس را به كاشغر آورد . حاجى محمد شايسته را ميرزا الوغ بيگ به سمرقند برد و چون پير محمد برلاس به كاشغر آمد ، مردم كاشغر او را پير محمد بنگى « 10 » لقب دادند . از وى ، خود هيچ حسابى نگرفتند « 11 » . 277 خواجه شريف از جغتاى نااميد شد . « 12 » چون سال سيوم ، « 13 » مير باز متوجه كاشغر شد ، اهالى كاشغر به خواجه شريف غلو كردند كه دو سال ارتفاعات به تضييع رفت ، اگر امسال نيز ضايع گردد ، قحط شود . چون به حدود كاشغر رسيد ، اهالى كاشغر پيرمحمد برلاس را بر بسته به
--> ( 1 ) . نت : با . ( 2 ) . نب ، نت : مقاتله / نگ : براى مقابله . ( 3 ) . نت : شد . ( 4 ) . نب ، نت : خريدند . ( 5 ) . نت : - پيش . ( 6 ) . نت : بود . ( 7 ) . ميرزا از وى روزى پرسيد . ( 8 ) . نت : حيران . ( 9 ) . نت : خبر . ( 10 ) . نت : سگى . ( 11 ) . نب ، نت : نگرفتهاند . ( 12 ) . نت : + و . ( 13 ) . نت : + شد .