ميرزا محمد حيدر دوغلات

91

تاريخ رشيدى ( فارسي )

بالجمله چون امير به خدمت جد بزرگوار ، امير خدايداد فايض گشت ، در آن ايام سلطان ويس « 1 » خان از شير محمد خان كه عمش بود كناره كرده قزاق « 2 » بود ، مير خدايداد ، مير سيد على را گفت كه مرا مصلحت چنان مىنمايد « 3 » كه پيش ويس خان روى كه اينجا ضايع خواهى شد . مير از جوانان مردم ، شصت كس همراه مير كرد و پيش ويس خان فرستاد . مير پيش ويس خان خدمات لايقه را به تقديم رسانيد . خان خواهر خود « 4 » اوردن « 5 » سلطان خانيم را به امير سيد على داده « 6 » محامد مير سيد على در سر كار ويس خانى بغايت بلند است ، شرح آن طولى تمام دارد و بعضى از آن در اثناى ذكر ويس خان خواهد آمد . وقايعى كه ميان شير محمد خان و ويس خان شده بر سبيل اجمال چون ويس خان از عم خود شير محمد خان كناره گرفت ، چنان كه مذكور شد ، بر وى جمعيتى پيدا شد ، به رسم قزاقى در حدود و حواشى شير محمد خان مىگشت . چندى در طرف لوب و كانگ و ساريغ ايغور به سر برد . در آن ايام خواهر خود اوردن « 7 » سلطان خانيم را به « 8 » امير سيد على داد « 9 » . گويند وقتى كه خانيم را به امير سيد على مىدادند مير سيد على « 10 » جهت طوى به شكار رفته دو گاوزن 244 كشته ، « 11 » به گوشت آن طوى كردند ، اسباب ديگر طوى را از اين قياس توان كردن . در آن حدود هيچ مهمى تمشيت نپذيرفت ، از آنجا به طرف تركستان رفت . در آن زمان در تركستان امير شيخ نور الدين ابن سار بوغاى قپچاق حاكم بود يكى از اعاظم امراى مير تيمور بود . با وى رفت و آمد كردند . چون ميان وى و شير محمد خان دشمنى بود ، از اين جهت به ويس خان دختر خود ، دولت سلطان سكنج 245 را « 12 » داد و به خان مدد نمود تا در مقابله شير محمد خان مقاتله نمايد . مدتها در ميان عم و ويس « 13 » خان مكاوحت

--> ( 1 ) . نب ، نت : اويس . ( 2 ) . نت : فراق / نگ : راهزن . ( 3 ) . نگ : نمايد . ( 4 ) . نت : - خود . ( 5 ) . نگ : اوزون . ( 6 ) . نت : داد و . ( 7 ) . نگ : اوزون . ( 8 ) . نت : با . ( 9 ) . نت : + و . ( 10 ) . نت : - مىدادند مير سيد على . ( 11 ) . ت : رفته و گاوان گشته . ( 12 ) . نت : - را . ( 13 ) . نت : عم اويس .