ميرزا محمد حيدر دوغلات
مقدمه 29
تاريخ رشيدى ( فارسي )
اين اثر به آن نوشته شده ؛ يعنى زبان فارسى كه خود بيانگر نفوذ آن در ميان مغولان چغتايى و در اقصى نقاط تركستان است . دومين دليل ، از ارزش منحصر بهفرد تاريخ رشيدى سرچشمه مىگيرد ، بدين معنى كه تاريخ مغولان چغتايى را از زمان تغلق تيمور خان تا روزگار عبد الرشيد سلطان بررسى مىكند ، اين دورهاى است كه در هيچ يك از منابع ديگر ردّى از آن نمىتوان يافت . حال آنكه قسمت عمدهاى از آن نيز تاريخ وقايع ماوراء النهر و خراسان ، يعنى وقايع دوران بابر پادشاه ، شيبك خان اوزبك و شاه اسماعيل را در بر مىگيرد . سومين دليل ، پيوستگى تاريخ ايران با تاريخ سرزمينهاى مورد بحث ميرزا حيدر است ، بدين معنى كه ماوراء النهر تا سده پنجم هجرى جزء خاك ايران بوده و در ايام تيموريان ، به ويژه در روزگار سلطان ابو سعيد تيمورى ، ماوراء النهر و عراق پادشاه مشتركى داشته است . چهارمين دليل ، ارتباط تنگاتنگ تاريخ صفويه با همسايگان شرقى ايران بهويژه اوزبكان و گوركانيان هند است . پژوهشگران تاريخ سلسلهء صفويه به هيچ وجه نمىتوانند خود را از آثار تاريخى مكتوب در آن دو سرزمين مستغنى بدانند و در تاريخ رشيدى مطالب بسيار ارزشمندى در باب اوزبكان و بنيانگذار آن سلسله يعنى شيبك خان ، و بابر نوهء سلطان ابو سعيد تيمورى فرمانرواى اندجان و سمرقند و كابل - به تناوب - و در نهايت بانى سلسله گوركانيان هند ، به رشته تحرير درآمده است . و سرانجام آنكه ، اگر تاريخ رشيدى از چنان ارزشى برخوردار است كه انگليسيها را وادار مىسازد على رغم هزاران كيلومتر فاصله از سرزمينهاى مورد بحث ميرزا حيدر و بدون داشتن هيچگونه زمينهء مشتركى در آداب و سنن ، نژاد و زبان ، آيين و مذهب ، طرز تفكر و رفتار و اخلاق . . . كلمه به كلمه آن را ترجمه و مقدمه و حواشى و تعليقات بسيار ارزشمندى بر آن بيفزايند ، پس به دلايل مذكور ، چاپ و انتشار آن براى ما به طريق اولى ضرورت خواهد داشت . من در اينجا ضمن ستايش از كار ارزشمند مترجم و مصحح و حاشيهنويس و