ميرزا محمد حيدر دوغلات

73

تاريخ رشيدى ( فارسي )

از صفاى آيينه ضمير منير « 1 » ( 34 ر ) صورت شيخ برهان الدين قلج - رحمة اللّه و رضوانه عليه - به طريق رؤياى صالحه كه يكى از چهل و شش جزو است از نبوت ، مشاهده نمود « 2 » و به ادب تمام پيش او رفته در باب فرزند ارجمند ، اميرزاده جهانگير كه او را بيمار در سمرقند گذاشته بود ، استمداد همت نمود كه پسرم را از خداى تعالى در خواه . شيخ فرمود ، با خدا باش و اصلا متعرض ذكر فرزند نشد . چون از خواب درآمد دانست كه آن قضيه نه بر وفق دلخواه بود . از غايت نگرانى خاطر بوقتلغ كه دبير خاص آن حضرت بود ، با نوشتهء به تعجيل از سونگ « 3 » بفرستاد تا خبرى به تحقيق بيارد و چون او روانه شد باز درباره فرزند خواب پريشان ديد . ملال خاطر مباركش زياده گشت . امرا و ملازمان را فرمود كه گمان مىبرم كه از فرزند جدا مانده‌ام ، حال از من مپوشيد . ايشان به زانو درآمده به غلاظ و شداد سوگند خوردند و به طلاق و عتاق مؤكد گردانيدند « 4 » كه ما بندگان را از آن معنى وقوف نيست و از حال شاهزاده خبرى نداريم و از آنجا كوچ كرده روان گشتند . در سنگر يغاج « 5 » باز به قمرالدين رسيدند و جنگ در پيوست و ديگر باره هزيمت يافته بگريخت . امير اوچ قرا او را تكاميشى كرده از عقب روان شد و چون پارهء راه برفتند ، قمرالدين با هشت نوكر بازگشت و او را در ميان گرفته و اسبش را به زخم تير بينداختند . و او را نيز زخم بسيار رسيد و عاقبت پياده و خسته به جان امان يافت و دست پولاد بهادر [ به تيرى مجروح گشت ، و تصادفا آتشى درگرفت ، پولاد بهادر « 6 » خواست ] كه آن آتش را باز نشاند و از كثرت زحمت جراحتش زياده شد و به آن رنج درگذشت . « 7 » نقل از ظفرنامه « 8 » ذكر وفات اميرزاده جهانگير چون حضرت صاحب‌قران از اتاقم مراجعت فرمود و از سيحون عبور نموده به دار السلطنه سمرقند رسيد ، « 9 » تمام اركان دولت ( 34 پ ) و اعيان مملكت و اكابر و اشراف ، « 10 »

--> ( 1 ) . نگ : - نقش قدسى . . . منير . ( 2 ) . نگ : - و رضوانه عليه . . . نمود . ( 3 ) . نگ : سنگ . ( 4 ) . نگ : - و به طلاق . . . گردانيدند . ( 5 ) . نگ : سنگ زيغاج . ( 6 ) . نب : - به تيرى مجروح . . . پولاد بهادر . ( 7 ) . نگ : + فصل بيست و دوم . ( 8 ) . نگ : - نقل از ظفرنامه . ( 9 ) . نگ : + در آنجا متوجه شد . ( 10 ) . نگ : - تمام اركان . . . اشراف .