ميرزا محمد حيدر دوغلات

72

تاريخ رشيدى ( فارسي )

ملهم دولت روزافزون ، مصدوقه كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ 186 به گوش جان رسانيد و هيچگونه وهم و اضطراب به خاطر مبارك او راه نيافت و مردم خود را استمالت نموده و در دل باز داد كه ظفر و پيروزى از بخشش ملك وهاب است نه از بسيارى لشكر و اسباب . مردانه مىبايد كوشيد كه اگر اندك ستى پيش آريم كار از دست برود ، نظم : « 1 » بگفت اين و بركرد مركب ز جاى * به ميدان درآمد بعون خداى همى زد به تيغ و به گرز گران * همى تاخت بر حمله هر سو عنان به هر حمله خيلى فكندى نگون * به هر زخم جويى براندى ز خون به هم شان برافكند يكبارگى * همى راند تا قلبگه بارگى بدين گونه آن خسرو ارجمند * به گرز و به تيغ و سنان و كمند شكست و بريد و فكند و ببست * سران را سر و گردن و پاى و دست « 2 » و چون صاحب‌قران كامكار در آن كارزار به نفس مبارك مبادرت نموده كوششى فرمود كه امثال آن جز نتيجه تأييدات آسمانى نتواند بود ، سپاه نصرت پناهش نيز داد مردى و مردانگى دادند و به اندك نفرى ، چهار هزار سوار نامدار كينه‌گذار را بر هم شكسته منهزم و پراكنده گردانيدند . بيت : نباشد چنين كارها سرسرى * كه يزدان دهد نصرت و برترى به مجارى احوال و اوضاع آن حضرت و غرايب اطوار و آثار او از سر خبرت وقوف تأمل كرده شود به يقين پيوندد كه ظاهر و باطن آن بزرگوار گردون اقتدار ، مطرح انوار تأييدات الهى بوده ، چه آن روز كه به حسب ظاهر از اعضا و جوارح صورى آن حضرت چنان اثرى به ظهور پيوست ، به حسب باطن كه در مهباى حواس به حكم وَ جَعَلْنا نَوْمَكُمْ سُباتاً « 3 » 187 به پرده خواب بسته ماند و نقش قدسى سرشت متوجه باطن گشت ،

--> ( 1 ) . نگ : - نظم . ( 2 ) . نگ : - همى زد به تيغ . . . دست . ( 3 ) . نگ : - بيت نباشد چنين . . . سباتا .