ميرزا محمد حيدر دوغلات
40
تاريخ رشيدى ( فارسي )
نظم : برفتند از جاى يكسر چو كوه * دهاده برآمد ز هر دو گروه بيابان چو درياى خون شد درست * تو گفتى ز روى زمين لاله رست 96 و چون صدمات حمله رزمآزمايان متواتر شد و امواج بحر و نبرد متلاطم گشت به لوح وعده مبشر غيبى با حضرت صاحبقران اولياى دولت را ميامن الحمد للّه الذى صدقنا وعده شامل روزگار گشت و اعداء وافر شوكت را معنى ولو على ادبارهم صورت حال آمد . « 1 » چنان لشكرى ( 19 ر ) جرار كه به كثرت شمار از قطرات امطار و اوراق اشجار نشان مىداد ، « 2 » از اندك لشكرى چون اوراق جوانى و قطرات باران نيسانى به اطراف و اقطار متفرق و پراكنده گشت ، وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ . 97 الياس « 3 » خواجه و امير بيگجيك و اسكندر اغلن و اميرحميد و اميريوسف خواجه « 4 » دستگير شدند ، اما خان را وفادارى كه در جمله اتراك مركوز است دستگير آمد . تنى چند از لشكر كه او را گرفته بودند بشناختند و بىآنكه سرور آن سپاه خبر شود ، او را و بيگجيك را سوار ساخته رها كردند و ديگر گرفتاران در قيد اسارت گرفتار بماندند و همان شب حضرت صاحب قران ، شبگير كرده تا آب يام براند و در آنجا باز سر راه بر دشمنان بگرفت و بسيارى از ايشان كشته شدند . بيت : ز خون آب در جوى چون باده شد * كه با كهربا لعل بيجاده شد « 5 » و امير جاكو و امير سيف الدين بر حسب فرمان متوجه سمرقند شدند و اين « 6 » فتح ارجمند در شهور سنه خمس و ستين و سبعمايه 98 موافق لوى 99 ئيل « 7 » اتفاق افتاد . حضرت صاحبقران كامكار كه سمت بلندش در هر كار تا آن را به منتهاى مراد رسانيدى نياراميدى ، به مشورت اميرحسين با شير بهرام ايلغار كرده در عقب دشمن روان شد و از آب خجند گذشته ، تاشكند را مخيم نزول همايون ساخت و از براى دفع عين الكمال 100 چند روزى نيل عارضه مزاجى بر رخسار دولت كشيد .
--> ( 1 ) . نگ : - و اعداء وافر . . . حال آمد . ( 2 ) . نگ : - جرار كه به كثرت . . . مىداد . ( 3 ) . نگ : امير الياس . ( 4 ) . نگ : - خواجه . ( 5 ) . نگ : - كه با . . . شد . ( 6 ) . نگ : + شهر را در اوايل سال . ( 7 ) . نگ : مطابق تقويم تاتارها .