ميرزا محمد حيدر دوغلات
41
تاريخ رشيدى ( فارسي )
بيت : هرچه را چشم در پسند آرد * چشم زخمى بر آن گزند آرد « 1 » 101 و حضرت صاحبقران اميرحسين را هر يك در محلى كه بودند اندك مرضى طارى گشت و عنقريب از شفاخانه 102 وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ « 2 » ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ 103 ، به صحت بدل گشت و مهد عليا ، اولجاى تركان به سعادت و كامرانى از « 3 » طرف گر « 4 » مسير 104 آمده « 5 » ، مصراع : بلقيس عهد سوى سليمان رسيد باز . ( 19 پ ) و « 6 » حضرت صاحبقران به عزم مراجعت از آب خجند عبور فرمود و به قصد شكار جرگه 105 انداخت و اميرحسين نيز در موضع دزق ميل شكار و ترتيب جرگه « 7 » موافقت نمود و از هر دو طرف روان شده در اقار قمارميش كردند « 8 » و روزى چند بر حسب ، مصراع : وقت را غنيمت دان آنقدر كه بتوانى ؛ به عشرت و كامرانى بگذرانيدند و از آنجا به سعادت و اقبال سوار شده به صوب سمرقند معاونت نمودند و آن خطه فردوس آيين را به عزّ قدوم بهجت افزاى مملكت آراى « 9 » ، آيين بستند . ديده اميد اهالى آن ديار از غبار موكب همايونشان روشنايى پذيرفت و كسرى « 10 » كه [ از ] « 11 » حوادث روزگار به حال صغار و كبار راه يافته بود از مرهم و نوش داروى استبالت و نوازش موميايى يافت . « 12 » الحمد للّه على انعامه * قد رجع الحقّ الى مقامه نقل از ظفرنامه « 13 » در قرلتاى كردن اميرحسين و حضرت صاحبقران و برداشتن كابلشاه اغلن را به خانى چون مملكت ماوراء النهر و تركستان با توابع و لواحق از قضبه تسلط و استيلاى قوم جته مستخلص شد ، ايمان امراء بزرگ و نويينان رفيع مقدار ، حكومت و فرمان يكديگر را گردن اذعان و انقياد نمىنهادند 106 و چون هر يك از پيشوايان قبايل سنگين را پشت
--> ( 1 ) . نگ : - بيت هرچه . . . آرد / نت : - و بعون پروردگار . . . گزند آرد . ( 2 ) . نت : السّماء . ( 3 ) . نت : هر . ( 4 ) . نت : كز / نگ : كر . ( 5 ) . نت : - آمده . ( 6 ) . نت : قماشى . ( 7 ) . نت : + آمده . ( 8 ) . نگ : شده به اقار قمار رفتند . ( 9 ) . نت : - آراى . ( 10 ) . نت : سپرى . ( 11 ) . نب ، نت : - از . ( 12 ) . نگ : + فصل سيزدهم . ( 13 ) . نگ : - الحمد . . . ظفرنامه .