ميرزا محمد حيدر دوغلات
36
تاريخ رشيدى ( فارسي )
رسيدن جمشيد خورشيد به جانب مشرق آگاه كشته در حركت آمدند ، « 1 » مردم از وصول همايون آن حضرت خبر يافته به احراز دولت زمين بوس شتافتند . آن حضرت به جمع سپاه خزار و كش فرمان داد تا خواجه سالبرى را چنداول 84 ساخت و با عساكر گردون مآثر به طرف چكداليك بازگشته روان شد و چون به آنجا رسيد و به سعادت نزول فرمود ، شيخ « 2 » محمد پسر سلدوز با هفت قشون لشكر به آن حضرت پيوست ( 17 ر ) و در آن محل هفت روز توقف افتاد و اميرحسين و سپاه و آنچه حضرت صاحبقران در قهلغه گذاشته بود برسيدند و شيربهرام كه در دشت كولك جدا شده بود به دليل خود رفته با لشكر ختلان « 3 » بعد از چهل و سه روز غيبت هم در آنجا ملحق شد . اميرحسين و حضرت صاحبقران با تمامى لشكر از آنجا كوچ كرده متوجه خزار گشتند و در آنجا به مزار متبرك خواجه شمس 85 الدين « 4 » - طاب مثواه - « 5 » درآمدند و از روح مقدس آن بزرگ دين استمداد همت نموده عقد موافقت را به عهد و پيمان مستحكم گردانيدند و سوابق دوستى و اخلاص را به لواحق يگانگى و اختصاص مؤكد ساختند . « 6 » مصراع : آرى به اتفاق جهان مىتوان گرفت . نقل از ظفرنامه « 7 » گفتار در خواب ديدن حضرت صاحبقران و به آن تفأل نمودن و آهنگ جنگ الياس خواجهخان كردن قال النبى - صلّى اللّه عليه و سلّم - « الرؤيا الصّالحة جزء من ستة و اربعين جزءا من النبّوة . » 86 ارادت قديم از عنايت عليم حكيم تعالى و تقدس چون رقم اختصاص بر ناحيه اخلاص صاحب دولتى كشيد ، قامت اقبالش را از خزانه إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ 87 به خلعتى فاخر بيارايد ، « 8 » ضمير منير او را به صيقل توفيق زدوده به انوار تحقيق منور سازند تا عرايش غيبى در آنجا چهره نمايد و مخدرات مغيبات امور در نظر
--> ( 1 ) . نگ : - و چون روز شد . . . آمدند . ( 2 ) . نگ : - شيخ . ( 3 ) . نگ : - با لشكر ختلان . ( 4 ) . نگ : خواجه رسمس . ( 5 ) . نگ : - طاب مثواه . ( 6 ) . نگ : + فصل يازدهم . ( 7 ) . نگ : - مصراع . . . ظفرنامه . ( 8 ) . نگ : - قامت اقبالش . . . بيارايد .