ميرزا محمد حيدر دوغلات
2
تاريخ رشيدى ( فارسي )
خورشيد جمشيدوش را در كرتهء زركش بر تختگاه طارم چهارم افتاد ( كذا ) و تير دبير را ناظر ديوان ابداعيان كُنْ فَيَكُونُ 5 و مشرف ديوان ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ 6 گردانيد . نظم : سر پادشاهان گردون فراز * به درگاه او بر زمين نياز نه گردن كشان را بگيرد به فور * نه عذر آوردن را براند به جور مر او را دهد كبريا و منى * كه ملكش قديمست و ذاتش غنى عتبهء بارگاه جمالش از آن رفيعتر كه بر يد فكر و وهم به پيرامين شادروان عظمت او تواند آيد و آستان درگاه جلالش از آن منيعتر كه جاسوس خيال فكر به حوالى او تواند رسيد . نظم : پادشاهان بر در تعظيم او * دست برآورده به حكم سؤال عزّ عزيز احد لا يزول * جلّ جليل صمد لا يزال و امداد صلوات مطهرات و اعداد و تحيات مقدسات كه صدر صحيفه آن به طغراى إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ 7 موشح و مزين باشد . نظم : نورى از مشعله پرتو قدس ملكوت * فيضش از قايمه عرش جلال جبروت نثار درگاه سلاطين با تاج و تخت و محرم حجه « لى مع اللّه وقت » ( 1 پ ) كه علم دولت « آدم و من دونه » بخت لواى بر سمك سماك افراخته و سايهء عصابهء « بعثت الى الاسود و الاحمر » بر مفارق شش جهت هفت اقليم انداخته ، كوس سلطنت جهانگيرش بر كنگرهء عاليه وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ 8 مىزند و آوازهء « كنت نبيّا و آدم بين الماء و الطّين » از نشيب خاك به ذروهء رفيع افلاك رسانيده و بيرق دولت ابدى و سنجق سعادت سرمدى « انا نبىّ السّيف » از فرق طارم اعلى گذرانيده ،